اهداف استراتژيک در تجارت الکترونيک

عنوان مقاله: اهداف استراتژيک در تجارت الکترونيک
موضوع: تجارت الکترونيک

منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم -شماره 175

چکيده: به کارگيري و استقرار موفقيت‌آميز تجارت الکترونيک به وجود يک برنامه و استراتژي مدون و مشخص نيازمند است. بدون وجود استراتژي مناسب تجارت الکترونيک ممکن است کليه تلاشهاي شرکت در راستاي استقرار تجارت الکترونيک با شکست مواجه شده و ضمن اتلاف منابع مالي، انساني و زماني حتي بقاي سازمان نيز با تهديد روبه‌رو شود. گام اوليه و اساسي تدوين استراتژي بدون شک تدوين و طراحي اهداف استراتژيک تجارت الکترونيک در چارچوب سلسله مراتب اهداف يعني چشم انداز، رسالت و اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت سازماني است. در اين مقاله برمبناي فرايند برنامه ريزي استراتژيک، اهداف استراتژيک اين فرايند در چارچوب چشم‌اندازها، رسالت و اهداف براي فعاليت در محيط الکترونيک تشريح مي شود.



مقدمه
موج تجارت الکترونيک تقريبا همه شرکتها را در تمامي اقتصادها تحت تاثير قرار داده است و اين شرکتها ناگزير از ورود به عرصه تجارت الکترونيک هستند. گام اوليه و اساسي تدوين استراتژي بدون شک تدوين وطراحي اهداف استراتژيک تجارت الکترونيک است. اهداف استراتژيک تجارت الکترونيک همانند يک چراغ راهنما، تمامي تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب تجارت الکترونيک و کسب مزيت رقابتي در عرصه دنياي الکترونيک را تسهيل مي کند. با عنايت به اهميت وجود اهداف استراتژيک تجارت الکترونيک در اين مقاله به چگونگي تدوين اين اهداف پرداخته مي شود.
چشم انداز تجارت الکترونيک
يکي از مهمترين وظايف مديران عالي سازمان و متصديان تدوين استراتژي تجارت الکترونيک، تعيين چشم‌انداز تجارت الکترونيک سازمان است. چشم اندازهاي برتر و عالي تجارت الکترونيک چيزي فراتر از اهداف تجاري و يا درآمدي را منعکس مي کنند. چشم اندازهاي قوي و مناسب کارکنان را هماهنگ کرده و سرمايه گذاران را به سرمايه گذاري بيشتر در سازمان تشويق مي‌کند. وجود چشم انداز قوي، کارا و مناسب علائمي را به بازار مي فرستد که نشان‌دهنده توانايي سازمان جهت کسب رهبري بازار و تسلط بر بازار است (RAYPORT & JAWORSKI, 2002, PP 15-16). ميلر (1996,PP 40-42) در تعريف چشم‌انداز بيان مي دارد که چشم انداز مقصد نهايي است که جامع، گسترده و آينده نگر است. چشم انداز آرزوهاي آينده سازمان را نشان مي دهد و ابزارهاي رسيدن به آن را مشخص مي کند. به عبارت ديگر چشم انداز وضعيت ممکن و مطلوب آينده سازمان است. سازمان با تدوين چشم‌انداز تجارت الکترونيک وضعيت موردنظر و مطلوبي را که قصد دارد در آينده به آن برسد را مشخص مي کند و جايگاه خود را در بازار الکترونيک روشن مي سازد. نقش چشم انداز را در تعيين وضعيت مطلوب آينده سازمان را مي توان درقالب شکل (1) مشاهده کرد.
 
 
همانگونه که در شکل (1) مشاهده مي‌شود در زمان فعلي (وضعيت موجود) که وضعيت سازمان را در مقطع زماني (TO) نشان مي دهد سازمان موقعيت مشخصي در بازار الکترونيک دارد. ممکن است درحال حاضر سازمان فقط يک وب سايت داشته باشد و هيچگونه فروش اينترنتي نداشته باشد و جزء پيروان و رقباي کم اهميت بازار الکترونيک تلقي شود. سازمان با تدوين استراتژي مناسب تجارت الکترونيک تلاش مي کند که به وضعيت مطلوب در زمان موردنظر (TN) دست يابد.
استراتژي تجارت الکترونيک به عنوان يک وسيله و ابزار در راستاي تحقق اهداف استراتژيک تجارت الکترونيک و ازجمله تحقق چشم انداز تجارت الکترونيک عمل مي کند. وضعيت مطلوب نشان دهنده آرزوها و خواسته هاي سازمان درمورد چگونگي موقعيت آينده خود در بازار الکترونيک است که ازطريق اجراي استراتژي تجارت الکترونيک تحقق مي يابد. براي مثال شرکت سيسکو چشم انداز خود را بدين صورت تدوين نموده است: تغيير روشي که کار مي‌کنيم، زندگي مي کنيم بازي مي کنيم و ياد مي گيريم.
رسالت تجارت الکترونيک
رسالت سازمان که از آن به عنوان مأموريت و بيانيه رسالتي ياد مي شود بيان مي کند که سازمان چه چيزي را براي جامعه توليد مي‌کند. رسالت سازماني اهداف بنيادي منحصر به فرد سازمان را تعيين و سازمان را از ساير سازمانها متمايز و جهت‌گيري سازمان را مشخص مي کند (MOHAMMED.2002,P34). رسالت سازمان هدف سازمان و يا دليل وجودي آن را بيان مي کند (WHEELEN & HUBGER, 2000, P6). رسالت سازمان ضمن اينکه چشم انداز سازمان را عيني و ملموس مي کند اعتقادات و جهت گيريهايي را که مديران دورانديش سازمان درنظر دارند مشخص مي کند (MILLER, 1996, P44-45). رسالت سازماني تجارت الکترونيک بايد چهار عنصر زير را دربرگيرد:
1 – تعهد سازماني به ذي‌نفعان در بازار الکترونيک
سازمان بايد انتظارات دي‌نفعان متعدد از قبيل کارکنان، مديريت و سرمايه گذاران را از تجارت الکترونيک مشخص کرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. براي مثال سازمان بايد امنيت شغلي کارکنان، بهبود ارزيابي عملکرد و تامين نرخ بازده موردانتظار را به عنوان انتظارات ذي‌نفعان در بازار الکترونيک لحاظ کند.
2 – حوزه کسب و کار
سازمان در رسالت تجارت الکترونيک خود بايد محدوده و قلمرو فعاليت خود را در بازار الکترونيک مشخص کند. آيا سازمان قصد دارد در حوزه B2C فعاليت کند يا B2B و يا هر دو؟ اگر شرکت در چندين کسب و کار شرکت کند تاچه حد قصد دارد هريک از کسب و کارهاي خود را به صورت الکترونيک تبديل کند؟ آيا شرکت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مديريت ارتباطات با مشتري را تامين کند يا اينکه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل ديجيتال و اينترنتي را نيز پيگيري کند؟
 
 
3 – منابع مزيت رقابتي تجارت الکترونيک
سازمان بايد منابع و مهارتهايي را که سبب ايجاد مزيت رقابتي در بازار الکترونيک مي شوند را مشخص کند. اگر سازمان از منابع مالي کافي براي تامين هزينه هاي استقرار و نگهداري تجارت الکترونيک برخوردار باشد، کارکنان آشنا با مفاهيم و اصول تجارت الکترونيک داشته باشد، ازمارک قوي، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابليت تبديل ديجيتال داشته باشند و از قابليت ديجيتال بالايي برخوردار باشند، سازمان مي تواند در بازار الکترونيک به مزيت رقابتي دست يابد. نکته مهم اين است که بازار الکترونيک و اينترنتي به خودي خود و في‌نفسه مزيت رقابتي تلقي نمي شوند.
4 – تصوير آينده سازمان به بازار الکترونيک
در رسالت تجارت الکترونيک سازمان، بايد تغييرات محيط قانوني، رقابتي، اقتصادي و فناوري موردتوجه قرار گيرد. محيط فناوري به دليل اهميت حياتي آن و تدارک زيرساختارهاي بازار الکترونيک ازتوجه و اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
ابل (ABELL, 1993) اهميت تدوين رسالت سازماني را در سه مورد زير معرفي مي کند:
1 – رسالت سازمان منطق روشني از اهداف سازمان براي کارکنان ارائه مي کند.
2 – رسالت سازمان منطق روشني از کسب و کار صنعتي که سازمان در آن فعاليت مي کند عرضه مي نمايد.
3 – رسالت سازمان استراتژي فعلي کسب و کار سازمان و جهت گيري آينده آن را بيان مي کند.
رسالت تجارت الکترونيک دليل وجودي و فلسفه حيات سازمان را در بازار الکترونيک مشخص مي کند برخلاف چشم انداز تجارت الکترونيک که حالت آينده‌نگر دارد رسالت حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.
رسالت سازماني در عرصه بازار الکترونيک سنگ بناي استراتژي تجارت الکترونيک بوده که در زمان TO (حال حاضر) وجود دارد. سازمان برمبناي رسالت تجارت الکترونيک و با استفاده از استراتژي تجارت الکترونيک درصدد رسيدن به چشم انداز مطلوب تجارت الکترونيک در زمان آينده (TN) است. در اين قسمت سه نمونه از رسالت شرکتهاي فعال در تجارت الکترونيک مطرح مي شوند.
رسالت شرکت آ،او.ال: ايجاد يک رسانه جهاني که به اندازه تلفن و تلويزيون براي زندگي مردم حياتي بوده و حتي از آنها نيز ارزشمندتر است.
رسالت شرکت اي.بي: ما به مردم کمک مي کنيم تا از هر نقطه از جهان هر چيزي را با هم مبادله کنند. ما به تقويت تجربيات اينترنتي همه افراد (فروشندگان، شرکتهاي کوچک، جستجوگران اقلام منحصر به فرد و...) ادامه خواهيم داد.
رسالت شرکت مانستر: مانستر خود را متعهد به رهبري بازار ازطريق عرضه فناوري‌هاي نوآورانه جديد و خدمات برتر مي داند که امکان اعمال کنترل بيشتري را به مشتريان (جويندگان شغل) و شرکتها براي فرايند استخدام و کارمنديابي فراهم مي سازد.
اهداف
سازمانهايي که قصد تدوين استراتژي تجارت الکترونيک دارند بايد پس از تدوين و تعيين چشم انداز و رسالت، اهداف تجارت الکترونيک موردنظر خود را مشخص کنند. اهداف نشان دهنده نتايج نهايي فعاليتهاي برنامه ريزي شده سازمان هستند (HUNGER & WHEELEN, 2000, P6). منظور از تعيين اهداف و هدف گذاري تبديل چشم‌انداز و رسالت سازماني به اهداف عملکردي معين و خاص است (THOMPSONS & STRICKLAND, 2003, P9). اهداف تجارت الکترونيک، مقاصد نهايي فعاليتهاي تجارت الکترونيک بوده و قابل اندازه گيري هستند. صفت مشخصه اهداف تجارت الکترونيک کميت پذيري آنها است به نحوي که ملموس و عيني باشند.
برخلاف چشم انداز و رسالت تجارت الکترونيک که حالت کيفي داشته و ازنظر کميت پذيري مبهم هستند، اهداف تجارت الکترونيک را مي توان برحسب معيارهاي مناسب به صورت عدد و رقم تبديل کرد.
سابان (SABAN,2001) اهداف عمده تجارت الکترونيک را در سه طبقه زير خلاصه مي کند:
1 – بهبود فرايندها: هدف تجارت الکترونيک مي تواند حذف فرايندهاي زايد و يا بهبود فرايندهاي موجود باشد. 3/68 درصد شرکتهاي به کارگيرنده تجارت الکترونيک، بهبود فرايندها را به عنوان يکي از اهداف خود قرار داده اند.
2 – مهار هزينه ها: گاهي اوقات هدف تجارت الکترونيک کاهش هزينه و بهبود کارايي است. 1/17 درصد شرکتها هزينه‌ها و افزايش کارايي را به عنوان هدف تجارت الکترونيک قرار داده اند.
3 – درآمدزايي: در بعضي موارد هدف از استقرار تجارت الکترونيک افزايش فروش و درآمدزايي است. براي مثال شرکت «مي‌بري» در سال 1997 فقط از فروش سالانه اي معادل دو ميليون دلار برخوردار بود اما بعد از به کارگيري اينترنت براي انجام فروش اينترنتي اين رقم در سال 2000 به هفت ميليون دلار رسيد (DENNIS, 2000).
هرکدام از اين سه هدف کلي خود از مجموعه اي از اهداف فرعي و جزيي تشکيل شده اند. مجموعه اين اهداف جزيي در جدول (1) نشان داده شده است.
سازمانها در تکنولوژي اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي سرمايه گذاري مي کنند تا اهداف متفاوت مديريت را برآورده سازند. اهداف مديريتي از سرمايه گذاري در تکنولوژي اطلاعات و تجارت الکترونيک را مي توان در سه دسته زير بيان کرد (WEILL, 1995):
1 – اهداف مبادله اي: در اين حالت سرمايه‌گذاريها درصدد خودکار کردن رخدادهاي مالي مثل حقوق و دستمزد، حسابهاي دريافتني و سفارش گيري هستند. اين نوع سرمايه‌گذاريها هزينه هاي نيروي کار و مديريت را کاهش داده و کارايي را بالا مي برد.
2 – اهداف استراتژيک: در اين حالت هدف از سرمايه گذاري کسب مزيت رقابتي و افزايش سهم بازار از طريق رشد فروش است. هدف اين سرمايه گذاريها بيشتر گسترش و رشد شرکت است تا کارايي.
3 – اهداف اطلاعاتي: در اين وضعيت هدف ايجاد يک زيرساختار اطلاعاتي است تا سازمان را مديريت کند. اين اهداف درصدد انجام وظايف مديريتي مثل کنترل، بودجه‌بندي و برنامه ريزي بوده و ارتباطات، حسابداري و تجزيه وتحليل را توانمند مي‌سازد. دان و دان (DAN&DAN, 2000, PP 134-135) نيز اهداف تجارت الکترونيک را در پنج طبقه زير معرفي مي کند:
1 – رابطه سازي: هدف شرکت ممکن است برقراري ارتباطات نزديک‌تر، مستحکم‌تر، پايدارتر و همه جانبه با مشتري باشد. اين کار ازطريق پست الکترونيک امکان‌پذير مي‌شود.
2 – حضور بين المللي: توليدکننده ممکن است با استفاده از تجارت الکترونيک درصدد ورود به بازارهاي جهاني و بازاريابي صادرات باشد.
3 – کاهش هزينه هاي ارتباطي در بلندمدت: شرکت ممکن است درصدد کاهش هزينه هاي انجام فعاليتهايي مثل تبليغات و ترفيع باشد زيرا تبليغات اينترنتي هزينه هاي کمتري نسبت به تبليغات سنتي و کاغذي دارد.
4 – ارائه خدمات به يک جامعه يا گروه خاص: شرکت ممکن است ازطريق تجارت الکترونيک درصدد توجه به يک بخش خاص بازار باشد و بر آن قسمت تمرکز کند.
5 – دسترسي به بازارهاي جديد: يکي از اهداف شرکتها از به کارگيري تجارت الکترونيک دسترسي به بازارهاي جهاني به عنوان بخشي از فرصتهايي است که اينترنت ارائه مي کند.
يکي از دلايل افت و ناکامي شرکتهاي دات کام در طي سالهاي 2000 و 2001 نبود شاخص واضحي از سودآوري تجارت الکترونيک است (BIDGOLI, 2002, P43) به همين دليل حاصل نهايي تجارت الکترونيک بايد به عنوان سود خود را نشان دهد. باتوجه به اين مطلب در تعيين اهداف تجارت الکترونيک مي توان از معادله سود استفاده کرد. براساس معادله سود، سود شرکتها از کم کردن هزينه ها از درآمد حاصل مي شود. تجارت الکترونيک بايد سودآوري خود را نشان دهد و بدين منظور مي توان دو هدف کلي براي تجارت الکترونيکي شناسايي نمود:
1 – اهداف کاهش هزينه ها: تجارت الکترونيک قابليت کاهش هزينه هاي عملياتي و غيرعملياتي (اداري و پشتيباني) را دارد. تجارت الکترونيک به دليل افزايش سرعت، دقت و بهبود ارتباطات بين بخشهاي داخلي و خارجي هزينه‌هاي عملياتي را کاهش مي دهد. ازطريق تجارت الکترونيک مديريت زنجيره عرضه به‌هنگام و کارا مي شود و شرکت قادر خواهدبود دروندادهاي لازم را براي توليد محصولات با قيمت کمتر و کيفيت بهتر تهيه کند. شرکت مي‌تواند با دسترسي به عرضه کنندگان متعدد پايين ترين قيمت و بالاترين و بهترين شرايط را براي خريد مواد و قطعات پيدا کند. تجارت الکترونيک قادر به کاهش هزينه هاي غيرعملياتي سازمان را نيز هست، چرا که شرکت مي‌تواند با مراجعه به انواع بانکها و موسسات مالي و اعتباري وجوهات مالي لازم را با کمترين نرخ و بهترين شرايط بيابد. شرکتها همچنين مي توانند نيروي انساني موردنياز خود را با بهترين قابليت و آمادگي پيدا کرده و به کار گيرند. يکي از مهمترين کاربردهاي تجارت الکترونيک که سبب کاهش هزينه هاي عملياتي مي شود تامين منابع از خارج است. تجارت الکترونيک با حذف کاغذ و فرمهاي کاغذي صرفه جوييهاي عظيمي حاصل مي کند. تجارت الکترونيک با خودکار کرد برخي فرايندها سبب کاهش هزينه هاي نيروي انساني مي شود. تجارت الکترونيک همچنين باعث کاهش هزينه هاي بازاريابي و تبليغات مي شود.
2 – اهداف افزايش درآمد: تجارت الکترونيک محدوديتهاي ورود به صنعت را پايين مي آورد و امکان کسب بازارهاي جديد و دستيابي به مشتريان جديد و حتي مشتريان رقبا را نيز فراهم مي کند. با استفاده از تجارت الکترونيک امکان بازاريابي صادراتي و صادرکردن محصولات براي شرکتها ساده‌تر مي شود. تجارت الکترونيک باتوجه به مؤلفه مشتريان به چهار طريق درآمد شرکت را بالا مي برد:
1 – افزايش تعداد دفعات خريد مشتريان.
2 – جذب مشتريان رقبا و خصوصا رقبايي که از تجارت الکترونيک استفاده نمي کنند.
3 – دستيابي به مشتريان جديد.
4 – مطالبه قيمتهاي بالاتر از طريق متمايز ساختن و سفارشي کردن محصولات موردنظر مشتريان.
مغازه‌هاي اينترنتي هفت روز هفته و 24 ساعته شبانه روز باز بوده و امکان خريد از آنها درهر لحظه از زمان وجود دارد اين نکته که در تجارت الکترونيک به قانون 7/24 مشهور است سبب افزايش خريد مشتريان و افزايش درآمد شرکت مي شود.
نتيجه گيري
يکي از مهمترين مراحل در فرايند برنامه ريزي استراتژيک تجارت الکترونيک تعيين اهداف استراتژيک است. سازمان هدف، گيج و بي هدف به سوي پاياني نامعلوم گام برمي دارد. نمي توان فرد يا سازماني را متصور شد که بدون داشتن هدفهايي روشن به موفقيتهايي دست يافته باشد. با ورود ابزارهاي الکترونيک به عرصه تجارت سازمانها بايد نتايج موردانتظار خود را از فعاليتهاي الکترونيک در چارچوب چشم اندازها، رسالت و اهداف تعيين کرده تا موفقيت و بقاي سازمان تضمين شود. نکته مهم در برنامه ريزي راهبردي تجارت الکترونيک، استقرار براساس نياز است. به عبارت ديگر استقرار تجارت الکترونيک نبايد صرفا به عنوان يک مد در بين سازمانها معرفي شود. استقرار تجارت الکترونيک نيازمند سنجش زيرساختهاي نرم و سخت سازمان، تعيين اهداف راهبردي، تدوين و انتخاب راهبردها و درنهايت اجرا و کنترل نتايج است.
منابع
1 – ABELL.F.A (1993) "DEFINING THE BUSINESS: THE STARTING POINT OF STATEGIC PALNNING". PRENTICE HALL, NEW JERSEY.
2 – ABOUT US, MONSTER, AVAILABLE AT: HTTP://MONSTER.CO.UK/ABOUT/.
3 – ALEX MILLER, (1996) "STRATEGIC MANAGEMENT", 3RD ED. NEW YORK: IRWIN MCGRAWHILL.
4 – BERMAN D.K. (2000) "NET-POWERED PROFITS". BUSSINES WEEK, ISSUE 3691. 24 JULY.
5 – BIDGOLI, H.(2002) "ELECTRONIC COMMERCE: PRINCIPLES AND PRACTICE: A MANAGERIAL PERSPECTIVE", ACADEMIC PRESS PUBLISHING COMPANY, SAN DIEGO CALIFORNIA.
6 – CISCO"S VISION AND LEADERSHIP, AVAILABLE AT: HTTP://WWW.CISCO.COM/WARP/PUBLIC/ 779/LARGEENT/WHY-CISCO/VISION.HTML.
7 – DAN.S, DAN.S (2000) "STRATEGIC INTERNET MARKETING". 1 ST EDITION, JOHN WILEY & SONS, MILTON.
8 - Ebays mission, available at: http://company.monster.com/ebay.
9-Hunger J.D, Wheelen T.L (2000)”Essential of strategic management”, 2rd edition, prentice hall new jersey.
10- Mohammed R.A, and Fisher R.J&Jaworski .B.J&Cahil A.M, (2002)”Internet Marketing: Building advantage in a net work economy”, international edition, McGraw hill. NEW YORK.
11-Rayport, J.F&Jaworski, B.J. (2002) ”Introduction to e- commerce “international edition, McGraw hill, new york.
12-Saban, K.A. (2000)”Strategic Preparedness: A critical Requirement to maximize e-commerce investment”, electronic markets .vol 11.NO 1. PP26-36.
13-Saban, ka (2000)”strategic Preparedness: Critical Requirement to Maximize E-commerce Investment “, Electronic Markets, Vol11.No1, pp26-36.
14-The statement of “AOLS Mission “, available at http://aolwatch.com/mission.html.
Thompson R.J&.Strickland.A.J (2003) ”Strategic Management: concepts&case”, McGraw hill, New York.
15-Weill, peter. (1995)” The Relation ship Between Investment in information technology and firm performance: A study of the valve manufacturing sector, informatin study research, vol 3, issue 4, p307.


جهاني شدن ،مديريت و تجارت الکترونيک

عنوان مقاله: جهاني شدن ،مديريت و تجارت الکترونيک

موضوع: تجارت الکترونيک

منبع: ماهنامه تدبير-سال شانزدهم-شماره 165

چکيده: يکي از مهمترين پيامدهاي جهاني شدن، افزايش رقابت درسطح بين المللي اقتصاد است. زيرا در اين شرايط، همواره با کاهش هزينه هاي حمل ونقل، رشد حيرت انگيز فناوري اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونيک و به حداقل رسيدن محدوديتهاي جغرافيايي و رشد رقابت مواجه خواهيم بود که درنتيجه کارايي اقتصاد بين المللي افزايش خواهديافت. در اين ميان مي توان گفت مهمترين پيامد جهاني شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونيک است. که عناصر آن بازار الکترونيک، تبادل الکترونيک داده و تجارت اينترنتي هستند که مبين ارتباط تنگاتنگ بين فناوري اطلاعات و ارتباطات با فرايندهاي بازار ومديريت است. بنابراين، براي باقي ماندن مديران در عرصه رقابتهاي اقتصادي بايد ابزارهاي مختلف اطلاعاتي و ارتباطي با ديدي روشن و طبق نيازهاي سازمان تامين و راه اندازي شوند. درنهايت آنچه در راستاي تجارت الکترونيک براي مديران داراي اهميت است بسترسازي مطلوب براي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازماني توأم با شناخت کافي و نگرش مثبت مديران به ضرورتهاي حضور اين پديده در روند فعاليتهاي سازمان است.


مقدمه
جهاني شدن پديده‌اي است که بروز آن در عصر حاضر موجب تغيير و تحولات بسياري در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در عرصه بين‌المللي شده و کشورهاي بسياري را به چالش کشانده‌است. به طوري که بي‌شک مهمترين و بارزترين وجه تمايز اقتصاد امروز و ديروز جهاني شدن است. جهاني شدن‌ براي‌ بيماريهاي‌ اقتصادي‌ جهان‌ تجويز شده و چنين‌ ادعا مي‌شود؛ که‌ جريان‌ آزاد سرمايه، نيروي‌ کار، کالا و اطلاعات‌ بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و ديگر شکلهاي‌ مداخله، تنها راه‌ رسيدن‌ به‌ سعادت‌ جهاني‌ است (چنج، 1999، 225).
در دوران‌ کاپيتاليسم، بازرگانان‌ ناچار بودند، که‌ کل‌ سرمايه‌ تجاري‌ خود را به‌ دور و نزديک‌ ببرند؛ زيرا بدون‌ وسعت‌ دادن‌ به‌ حوزه‌ فعاليتشان، در رقابت‌ نابود مي‌شدند. يک‌ شکل‌ ابتدايي‌ جهاني‌شدن‌ که‌ امپرياليسم‌ بازرگاني‌ ناميده‌ مي‌شد؛ شروع‌ به‌ پيوند اقتصاد بخشهاي‌ مختلف‌ جهان‌ به‌ يکديگر کرد(پيپلس، 1999، 99).
امروزه تعاريف متفاوتي از مفهوم و واژه‌ جهاني شدن عنوان گرديده است. گروهي از آن به عنوان يک مفهوم عام يعني درهم ادغام شدن بازارهاي جهان در زمينه‌هاي تجارت، سرمايه‌گذاري مستقيم و جابه جايي و انتقال سرمايه، نيروي کار و فرهنگ در چارچوب نظام سرمايه‌داري آزاد بازار و نهايتاً سر فرود آوردن در برابر قدرتهاي جهاني بازار ياد مي‌کنند. گروه ديگري از آن به‌عنوان پيروزي نظام سرمايه‌داري در جهان نام مي‌برند. و گروهي از آن به‌عنوان وجود رقابتي بي‌قيد و شرط در سطح جهان به‌گونه‌اي که کشورهاي غني را ثروتمندتر و کشورهاي فقير را فقيرتر مي‌کند ياد کرده‌اند.
گروهي هم از آن به‌عنوان عصر تحول عميق سرمايه‌داري براي همه انسانها نام برده‌اند.
با اين همه بايد عنوان کرد که جهاني شدن از نظر تمامي اين گروهها، حول محور يک مفهوم است و آن اين است که اين مفهوم بيانگر يک روند مستمر و مداوم پيرامون رقابت ميان قدرتهاي بزرگ، نوآوري، تکنولوژيک، جهاني شدن توليد و مبادله و به‌معناي نوگرايي (مدرنيسم) است.
اما به هر حال بايد گفت: آنچه از نظر مفاهيم تئوريک به اين پديده اطلاق گرديده است، با آن چيزي که امروزه با آن در صحنه بين‌المللي مواجه هستيم تفاوتهاي بسيار دارد، همان طور که در ادبيات موضوع طرح گرديده‌است، از جهاني شدن به‌عنوان، به استقبال يک جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهاي ديگر و احترام گذاشتن به آرا و نظريه‌هاي ديگران ياد گرديده است. اما روند تحول جديدي که در دنياي امروز در قالب يک بازانديشي و نظام جديد تعريف مي شود. مفهومي تحت عنوان جهانگرايي است که به معناي نفي ديگران و نفوذ در فرهنگهاي ديگر در محل برخورد ايدئولوژي‌ها است. در علم معاني بيان، جهاني شدن فرايند کوتاه کردن فاصله ها ،تغيير در تجارب زماني و ارائه ماهيت جهاني است. (ريزيوي، 2000)
اين تحول در ابعاد مختلفي در جهان امروز ايجاد گرديده است. در بعد اقتصادي شامل گسترش و يکپارچگي بازارهاي مالي‌ مبادلات تجاري، ايجاد سازمانهاي اقتصادي بين‌المللي نظير اکو، نفتا، آس آن، اتحاديه پولي کشورهاي اروپايي (يورو)، ادغام شرکتهاي بزرگ توليدي (کرايسلر- دايملر)، در بعد سياسي؛ اين تحول با سقوط نظامهاي تماميت‌خواه و اقتدارگرايانه گرايش به دموکراسي و تکثر (پلوراليسم) سياسي و احترام به حقوق بشر، بوده است، و در بعد فرهنگي؛ گرايش به سوي ايجاد فرهنگ جهاني با ارزش و معيارهاي خاص و درنهايت در بعد ارتباطات شامل گسترش بي‌حد و مرز شبکه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت در اقصي‌نقاط جهان است.
در بررسي آثار و پيامدهاي جهاني شدن بر اقتصاد بايد براين نکته توجه داشت که؛ جهاني‌شدن اقتصاد آثار و پيامدهاي متفاوتي را براي کشورهاي مختلف جهان اعم از توسعه يافته‌ و در حال توسعه داراست. به عبارت ساده‌تر، علاوه بر تأثير عمومي جهاني شدن بر اقتصاد متناسب با ويژگي‌هاي ساختاري هر يک از گروهها، کشورها پيامد ويژه‌اي متناسب با ساختار اقتصادي آنان را در بر دارد.
از يک نظر کلي و عمده مي‌توان آثار عمومي جهاني شدن اقتصاد را به صورت زير عنوان کرد:
1 - افزايش رقابت؛
2 -  وابستگي بيشتر اقتصاد کشورها؛
3 -   به چالش‌ کشاندن دولتها؛
-4گسترش تقسيم کار بين المللي (دعايي و عالي، 1384، 45)
در اين ميان يکي از مهمترين پيامدهاي جهاني شدن، افزايش رقابت در سطح بين‌المللي اقتصاد است، زيرا در اين شرايط، همواره با کاهش هزينه‌هاي حمل و نقل، رشد حيرت‌انگيز فناوري اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونيک و به حداقل رسيدن محدوديتهاي جغرافيايي و رشد رقابت مواجه هستيم، درنتيجه کارايي اقتصاد بين‌المللي افزايش خواهد يافت.در اين ميان مي توان گفت مهمترين پيامد جهاني شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونيک است.


تجارت الکترونيک
در دهه هاي اخير سازمانها با شتاب فراواني به سوي بهره گيري از فناوري ارتباطات و اطلاعات در زمينه هاي تجاري و بازرگاني رفته اند. درواقع مي توان علل ورود به تجارت الکترونيک را براي سازمانها چنين برشمرد:
• هزينه سربار بالا؛
• هزينه هاي عملياتي بالا؛
• عدم به کارگيري فناوري رقابتي؛
• پاسخ ندادن به موقع به مشتريان.
(صرافي زاده، 1383) (شکل شماره يک)
در گذشته تجارت نوعا به صورت چهره به چهره بين دو طرف صورت مي گرفت. اما در طول قرنها و دهه ها تجارت روندي پيچيده به خود گرفت. در حال حاضر، درصد بالايي از معاملات تجاري ديگر به صورت چهره به چهره صورت نمي گيرد، بلکه از طريق تلفن يا پست الکترونيک و با تبادل پولهاي جديد پلاستيکي انجام مي شود. پول سنتي نوعا موردحمايت دولت فدرال بوده و اغلب به شکل کاغذي عرصه مي شود، اما در قرن اخير اشکال ديگري از پول به وجود آمده که عبارتند از : چک ها، کارت هاي اعتباري و ديگر اشکال سفارش پول .
تجارت الکترونيک را مي توان بدينگونه نيز تعريف کرد: خريدوفروش اطلاعات، محصولات وخدمات از طريق شبکه هاي رايانه اي. ما اين تعريف را تسري داده ومسائل زير را نيز در آن مي گنجانيم: حمايت از کليه اشکال معاملات تجاري از طريق ساختارهاي ديجيتال و عناصر آن عبارتند از: بازار الکترونيک، تبادل الکترونيک داده و تجارت اينترنتي (صرافي زاده، 1383).
 
اين تعريف با کاربرد گسترده تري که برخي شرکتها از تجارت الکترونيک به عمل مي آورند تطابق دارد. به عنوان مثال، شرکت سيليکون گرافيک، يکي از سازندگان جهاني تجهيزات رايانه اي پيشرفته، از حضور خود در وب به عنوان راهي براي تامين اطلاعات مورد نياز مشتريان خود سود مي برد. (منظور دستيابي به بروشور توليدات و فهرست قيمتهاست.) اين شرکت همچنين از وب به عنوان ابزاربازاريابي (يعني فراهم آوردن امکان تماس مشتريان با دفاتر فروش)، به عنوان مجراي فروش (يعني سفارش اينترنتي توليدات نرم افزاري) و به عنوان خط درجه يک پشتيباني (يعني تامين بسته هاي رفع اشکال نرم افزاري و پاسخ به سوالات متداول) استفاده مي کند. مثال ديگر به بانک آمريکا مربوط مي شود. اين بانک امکان نقل و انتقال اطلاعات مالي از طريق اينترنت را فراهم آورده است. اگر از ديدگاه خريدار – فروشنده به مسئله بنگريم ويک مدل چرخه زندگي "life – cycle" به کار ببريم، مي توانيم تجارت الکترونيک را در تمامي مراحل نقل و انتقال تجاري به کار ببريم.
تجارت الکترونيک و به تبع ، مدل هاي تجارت الکترونيک اولين بار در اوايل دهه 70 ( ميلادي) ارايه شدند. در اين دوره استفاده از مدل هاي تجارت الکترونيک بسيار گران بود و عموم کاربران آن را ، شرکتهاي بزرگ مالي و بانک ها و گاهي شرکتهاي بزرگ صنعتي تشکيل مي دادند.
کاربرد تجارت الکترونيک در اين دوره دشوار بود. به علاوه نياز به سرمايه گذاريهاي سنگين براي تهيه بستر موردنياز آن لازم بود. لذا محدوده کاربرد آن به موسسات مالي و شرکتهاي بزرگ محدود مي شد.
در مرحله بعد استاندارد تبادل اطلاعات الکترونيک ايجاد شد که تعميمي ازمدل نقل و انتقالات مالي و بانکي با استفاده از ابزارهاي نوپاي اطلاعاتي، بود. با اين تفاوت که تبادل اطلاعات الکترونيک، امکان استفاده و بهره برداري در ساير انواع مبادلات تجاري را نيز دارا بود.
تبادل اطلاعات الکترونيک باعث شد تا دامنه کاربرد مدل هاي تجارت الکترونيک ، از محدوده موسسات بزرگ مالي به ابعاد وسيعتري گسترش بيابد.
مدل هاي تجارت الکترونيک در اين دوره براي فعاليتهايي نظير رزرو بليت هواپيما و معاملات سهام مورداستفاده قرار گرفتند.
با وجود اين، پياده سازي مدل هاي تجارت الکترونيک بر اساس تبادل اطلاعات الکترونيک نيز سنگين و هزينه بر بود. نياز به سرمايه گذاري بسيار، براي آموزش پرسنل و تهيه بسترهاي لازم وجود داشت. لذا تنها شرکتهاي بزرگ بودند که مي توانستند به ايجاد مدل هايي بر اساس آن بپردازند.
در نيمه اول دهه 90 ، اينترنت گسترش بسياري پيدا کرد و به تدريج از حيطه دانشگاهي و نظامي خارج شد و کاربران بسيار زيادي در بين همه افراد جامعه پيدا کرد. گسترش وب سايت جهاني، استانداردها و پروتکل هاي مربوطه از يک طرف باعث جذب هر چه بيشتر کاربران به اينترنت شد و استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات در اين زمينه را عمومي کرد و از طرف ديگر اين امکان را براي شرکتها و موسسات به وجود آورد که به گونه اي آسان و کم هزينه ، به انجام فرايند اطلاع رساني بپردازند.
مدل هاي تجارت الکترونيک متنوعي در اين دوره ايجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند. تجارت الکترونيک به تدريج رونق گرفت و مدل هاي تجارت الکترونيک به عنوان دسته اي از مدل هاي دنياي تجارت ، مطرح شدند.
ايجاد بسترهاي مناسب و ارزان براي تجارت الکترونيک و رشد کاربران اين بسترها از دلايل رشد سريع تجارت الکترونيک در اين دوره بود. رشد فشارهاي رقابتي بين شرکتها نيز از ديگر دلايل توجه شرکتها به مدل هاي تجارت الکترونيک بود.
مدل هاي مطرح شده در اين زمان ، مدل هاي تجارت الکترونيک ساده و اوليه بودند. به عبارت ديگر، استفاده از تجارت الکترونيک در ساده ترين سطح آن انجام مي شد. مشکلات فني و نقايص موجود به علاوه ناآشنايي کاربران و شرکتها که مانع سرمايه گذاري آنها مي شد، باعث گرديد تا در اين دوره تنها مدل هاي اوليه تجارت الکترونيک مورد استفاده قرار گيرند. اين مدل ها معمولا فقط به اطلاع رساني به مشتريان خود در مورد شرکت و محصولات آن محدود مي شدند.
به تدريج و با گذر زمان ، شناخت کاربران و شرکتها از مزاياي مدل هاي تجارت الکترونيک افزايش يافت. از طرف ديگر مسايل فني و فناوري مورد استفاده نيز به مرور ارتقا پيدا کردند. در نتيجه اين مسايل، به تدريج مدل هاي تجارت الکترونيک تکامل يافته و مدل هاي جديد و پيچيده تري، ايجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند.
در نيمه دوم دهه 90 ( ميلادي) کاربران و شرکتها به صورت روزافزوني با نوآوريها و ارتقاي فناوري اطلاعاتي به عنوان بستر مدل هاي تجارت الکترونيک روبه رو شدند. در اين دوره يکي از مهمترين تحولات در اينترنت، به عنوان يکي از بسترهاي تجارت الکترونيک،رخ داد. اين تحول افزوده شدن قابليت پردازش به مسايل اطلاعاتي بود. وجود قابليت پردازش امکانات زيادي را براي تجارت الکترونيک ايجاد کرد و باعث گسترش مدل هاي تجارت الکترونيک و افزايش کارآيي اين مدل ها گرديد. در اين دوره مدل هاي تجارت الکترونيک و حجم مبادلات انجام شده توسط اين مدل ها به صورت نمايي رشد پيدا کرد.
عموم شرکتهاي بزرگ و موفق که موفقيت خود را مديون مدل هاي تجارت الکترونيکي بوده اند، در نيمه دوم دهه 90 پا به عرصه وجود نهاده اند.
تا اواخر دهه 90 ميلادي عموم مدل هاي تجارت الکترونيک با تاکيد بر مصرف کننده نهايي شکل گرفته بودند و در دسته موسسه براي مشتري (BUSINESS TO CONSUMER) قرار مي گرفتند. ولي به تدريج و با مهيا شدن فرصتها و امکان استفاده جدي، شرکتهاي بزرگ نيز استفاده از مدل هاي تجارت الکترونيک را مناسب و سودآور يافتند. لذا به سرمايه گذاري در مدل هايي پرداختند که به استفاده از اين بستر در ارتباط بين شرکتها ياري مي رسانند و در دسته موسسه براي موسسه (BUSINESS TO BUSINESS) قرار مي گيرند. از اين دوره به بعد مدل هاي موسسه براي موسسه به لحاظ حجم مبادلات بر مدل هاي موسسه براي مشتري پيشي گرفتند.
سيستم هاي تجارت الکترونيک در اتخاذ استراتژي هاي جديد مديريت مشتريان نقش مهمي دارند، زيرا:
• خريداران و فروشندگان را به طور مستقيم با هم مرتبط مي سازند؛
ازتبادل کامل اطلاعات ديجيتال بين دوطرف پشتيباني مي کنند؛
• در زمان صرفه جويي ومحدوديتها را رفع مي کند؛
• از فعاليتهاي تعاملي بين دوطرف پشتيباني مي کند و بنابراين، مي تواند به طور پويا با رفتار مشتريان منطبق شود.
متخصصاني مانند «مکنزي» با پيشگوييهاي خود اين مسئله راتاييد کرده اند . آنان پيش بيني کرده اند که در سالهاي اوليه قرن بيست ويکم، خريد بدون خروج از خانه ارزشي به ميزان 4 تا 5 ميليارد دلار پيدا خواهد کرد.
اخيرا يک شرکت مشاوره اي نتايج تحقيقات خوددر مورد نزول صنعت اينترنت در سال 1996 رامنتشر کرد. مدعاي آنان اين بود که بسياري از شرکت ها بدون آنکه ابتدا يک استراتژي مشخص تجاري داشته باشند، شروع به سرمايه‌گذاري کرده اند. همزمان با افزايش هزينه هاي حضور اينترنتي در عرصه تجارت، شرکتها وب را ترک خواهند گفت. زيرا آنان نمي توانند براي تداوم حضور خود در وب دليل موجهي بيابند. مامعتقديم که نتايج اين پژوهش تا حدي درست است و بايد قبل از سرمايه گذاري يک استراتژي مشخص شکل بگيرد. نکته کليدي اين استراتژي آن است که بخش مربوط به ارزش اين گونه تحليلها را بفهميم. درواقع فناوري هاي مورد استفاده در تجارت الکترونيک محدود به اينترنت و وب نيست. اين دو مطمئنا از کاربردي ترين ابزارهاي مورد استفاده در سيستم هاي تجارت الکترونيک مشتريان به شمار مي روند و اغلب در مثالهاي ما مورد استفاده هستند، اما اين وضعيت با وجود ابزارهاي هوشمند و داده هاي رسانه اي (متن، صدا، تصوير، ويدئو و....) مرتبط با يک شبکه آزاد تغيير خواهد کرد. به همين ترتيب، کيوسک هاي رسانه اي و تلويزيون هاي تعاملي نيز به عنوان مجاري تجارت الکترونيک به کار ما مي آيند.
اگرتجارت الکترونيک را تنها به فروش مستقيم محدود کنيم. اينترنت به عنوان يک مجراي توزيع نمي تواند با ديگرمجاري بازاريابي مستقيم رقابت کند. پول در آوردن ازطريق فروش مستقيم قطعا اولين راه کاستن از فايده تجارت الکترونيک است. با اين وجود راههاي فراوان ديگري نيز براي اين کار وجود دارد.
جدول زير مولفه هاي مربوط به ارزش تجاري تجارت الکترونيک را بيان مي کند. (جدول 1)
سه مقوله پيش گفته يعني بهبودبخشي، دگرگوني و بازتعريف سازمان نشانگرميزان تحول درمدل جهاني تجارت يک سازمان و تاثيراين تحول بر حسب نتيجه آن بر تجارت است. دگرگون ساختن يک سازمان مستلزم خلاقيت و کار بيشتر و نيز خطر پذيري بيشتر و صرف زمان به گونه اي متفاوت است. قطعا موفقيتهاي حاصله متناسب با مرارتهاي بيشتري است که ما تحمل مي کنيم.
بايد توجه داشت که در برخي موارد بهبود يک جزء از تجارت ( به عنوان مثال مجراي فروش ) عملا به باز تعريف هسته اصلي تجارت منجر مي شود. بنابراين، مقوله هايي که ما پيشنهاد داديم بايد منعطف، مرتبط با يکديگر و متداخل باشند. درادامه برخي مولفه ها براي ارزش دهي به تجارت ذکر مي شود.
الف - ارتقاي محصولات: تجارت الکترونيک ازطريق برقراري ارتباط مستقيم، مي تواند درارتقاي خدمات و محصولات کمک کند.
اولين فايده تجارت الکترونيک ارائه اطلاعاتي در مورد محصول به مشتريان است. اين کاراز طريق جزوات الکترونيک اينترنتي يا راهنماهاي خريد صورت مي گيرد. اين يک مجراي بازاريابي جديد است که موجب مي شود تا امکان دسترسي به حداکثر تعداد مشتريان فراهم آيد. مزاياي تجارت الکترونيک به عنوان يکي از راههاي عرضه اطلاعات مربوط به محصول عبارت است از: دردسترس بودن در طول 24 ساعت شبانه روز و در کليه مکانها، البته اين درصورتي است که مشتري براي دسترسي به اين اطلاعات از زير ساختهاي مناسب مانند رايانه شخصي، مودم و خدمات اينترنتي برخوردار باشد. مزيت ديگر يک وسيله ارتباطي الکترونيک، تعاملي بودن و تطبيق سفارشات با درخواستهاست. راههاي مختلفي براي تبليغ محصولات به صورت اينترنتي وجود دارد. مي توان اين کار را بر حسب تقاضاي مشتري يا تغيير محتواي آن برحسب اين تقاضاي ساده سازي يا پيچيده سازي انجام داد. روش ديگر نمايش تعدادي ازمحصولات به يک مشتري خاص، تغيير قيمت (مثلا کاهش آن براي اعضاي يک باشگاه) و مجاز دانستن کارکردهاي جديد در برخي موارد است .
 
به عنوان مثال يک بازار بزرگ الکترونيک مي تواند رابطه اي گرافيکي مختلفي را براي کاربرهاي گوناگون (کودکان، نوجوانان يا زنان خانه دار) طراحي کند، به گونه اي که اين رابطها متناسب با نيازهاي هر يک ازاين گروههاي سني باشد.
تبليغاتي که درهر صفحه ظاهر مي شود نيزمي تواند مختلف باشد و براي کودکان اسباب بازي، براي جوانان موسيقي و براي زنان خانه دار از جواهرات استفاده شود. اين کار مطابق با روندهاي بازاريابي مانند بازاريابي جزئي يا بازاريابي نفر به نفر است. در اين نوع از بازاريابي بر مبناي نيازها و خواسته هاي هر شخص براي او پيام خاصي ارسال مي شود و هر مشتري بدين شکل هدف قرار مي گيرد.
در دنيايي که تمايز قايل شدن بين محصولات روز به روزسخت ترمي شود، چرخه حيات نيز در آن روز به روز کوچکتر مي شود. و از آنجا که مشتريان وقت کمي دارند، تجارت الکترونيک فرصت مناسبي براي عرضه استراتژي‌هاي ارتقابخش جديد و ارتقاي نامهاي تجاري در اختيار ما مي نهد. درهمين راستا، کيفيت تبليغات مهمترين ارزش براي ارتقاي محصولات است.
ب - مجراي جديد فروش: سيستم هاي تجارت الکترونيک به علت دسترسي مستقيم به مشتريان و جهت گيري دو سويه خود در تبادل اطلاعات مجراي فروش جديد براي محصولات محسوب مي شود.
اگرتجارت الکترونيک و به ويژه وب سايت جهاني را به عنوان مجاري فروش در نظر بگيريم، دو نوع از محصولات اهميت ويژه اي مي يابند.
اول کالاهاي فيزيکي که گاهي درفروشگاههاي متعارف نيز به فروش مي رسند. مثال اين مورد برخي نرم افزارهاي رايانه اي است. چنين محصولاتي را مي توان آگهي يا آنها را به صورت اينترنتي سفارش داد.(بهنام، 1382)
دوم محصولاتي که مي توان آنها را از طريق ابزارهاي تجارت الکترونيک نيزعرضه کرد. اين محصولات عبارتند ازاطلاعات يا نرم افزارها.
مثال براي نوع اول اين محصولات به اصطلاح کاتالوگ هاي الکترونيک مانند شبکه خريد اينترنتي است که در آن تمامي انواع کالاهاي رايانه اي و الکترونيک به فروش مي رود. اين کاتالوگ ها اطلاعاتي را در مورد محصولات ارائه مي کنند. از سفارش و پرداخت اينترنتي حمايت مي کنند و گاهي اوقات به صورت اينترنتي به عرضه خدمات پس از فروش مي پردازد. د ربخش دوم (محصولات اطلاعاتي) ابزار تجارت الکترونيک عملا به وسيله اي براي واگذاري اطلاعات مبدل مي شود. مثلا يک روزنامه الکترونيک ديگراز کاغذ استفاده نمي کند و مي توان آن را به صورت کاملا ديجيتالي عرضه کرد. در برخي موارد درعمل هيچ نسخه کاغذي ازيک سرويس وجود ندارد. در مورد نرم افزارها نيز در حا ل حاضر يکي از شرکتهاي فروشنده نرم افزار بيش از300 بسته نرم افزاري را به فروش مي‌رساند که به صورت ديجيتال قابل عرضه است وچند دقيقه پس ازخريد تحويل مشتري مي شود.
با گسترش فروش آگاهانه محصولات، مقوله بنديهاي جديدي درعرضه محصولات درحال ظهوراست. به عنوان مثال، اگر چهار روش در آمد زايي از طريق وب را در نظربگيريم، دو روش آخر به اشکال جديدي از محصولات مربوط مي شوند.
• روش مستقيم (به عنوان مثال، فروش محصولات)؛
• فروش محتوي (به عنوان مثال، فروش اطلاعات)؛
• آگهي دادن (به عنوان نمونه عرضه رايگان اطلاعاتي مانند اخبار يا دفاتر راهنما به منظور جلب نظر سايرين و فروش اين اطلاعات به آگهي دهندگان)؛
• انجام معاملات و لينک دادن (به عنوان مثال درنظر گرفتن حق الزحمه اي خاص براي انجام يک کار مانند فروش اينترنتي بليت هواپيما، يا دريافت هزينه لينک دادن به يک عرضه کننده خدمات، مشابه روشي که در بخش آگهيهاي شرکتهاي مختلف انجام مي شود).
ج - صرفه جويي مستقيم: تجارت الکترونيک مي تواند با استفاده از يک ساختار عمومي مشترک مانند اينترنت و انتقا ل و کاربرد مجدد اطلاعات به صورت ديجيتال، هزينه ارائه اطلاعات مذکور به مشتريان را کاهش دهد.
مولفه سوم ارزش تجارت الکترونيک مربوط به فرصتي است که استفاده از اين روش براي صرفه جويي در هزينه‌ها در اختيار ما مي نهد. با استفاده از يک زير ساخت ديجيتال مشترک مانند اينترنت- در مقايسه با ساختارهاي فيزيکي- هزينه هاي مربوط به بازاريابي، توزيع و ارائه خدمات پس از فروش به شکل حيرت انگيزي کاهش مي‌يابد.
اگر انتقال اطلاعات، به صورت خودکار و ديجيتال انجام شود، هزينه هاي اشخاص/ تلفن/ پست و چاپ قطعا کاهش خواهد يافت. تاثير اين مسئله بويژه دربخش خدمات مشهود است. د راين بخش هزينه خدمات پس از فروش به مشتريان معمولا ازهزينه توليد محصولات بيشتر مي شود. آنچه مسلم است سيستم هاي تجارت الکترونيک به خاطر سرنوشت آتي خود موجب کاهش چرخه زماني توليد وعرضه خدمات و اطلاعات مي شوند.
در برخي بازارها يا در مورد برخي محصولات توانايي توزيع يا دريافت محصول به فاصله کوتاهي پس از توليد آن ازاهميت فراواني برخوردار است.
اين مسئله بويژه درمورد توزيع اطلاعات نيزصادق است که شرکتهاي بزرگ با استفاده از وب و يا پست الکترونيک به توزيع اطلاعات درصدها حوزه گوناگون مي پردازد. هدف ازاين کار کسب اطمينان در مورد حصول به موقع اطلاعات ازسوي تصميم گيرندگان درشرکتهاي بزرگ است.
مديريت و تجارت الکترونيک
با توجه به آنچه بيان گرديد مديران سازمانها بيش از هر زمان ديگري نيازمند به ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطي در عرصه رقابتهاي تجاري هستند، زيرا کاهش برتري رقابتي يکي از مهمترين عواقب ناهماهنگي با فناوري اطلاعات است. (لوکاس، 2000، 6) چالش جهاني ايجاد شده در عرصه مديريت که با ظهور پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات رنگ و جلوه اي ديگر گرفته است مهمترين و شايد اثر گذارترين دست يافته بشر در طول چند قرن اخير است تا جايي که مهمترين کالاي تجاري قرن حاضر را «اطلاعات» معرفي کرده اند.
تاثير مستقيم و غير مستقيم فناوري اطلاعات و ارتباطات در کليه ساختار ها و سطوح زندگي عادي مردم و نفوذ و توسعه ابزارهاي اين پديده عصر جديد در پيچيده ترين فعاليتها، موثرترين عامل در راه توسعه تکنولوژيک و به تَبع آن اطلاعاتي بشر بوده است. ظرفيتهاي بالقوه فناوري اطلاعات و ارتباطات مديران پيشرو را مجاب مي کند تا با نگرشي عميق برابزارهاي اين پديده جهان شمول قابليتهاي بالقوه سازمان خود را به مَنصه ظهور برسانند. با اين ديدگاه سعي مي شود تا با نگاهي گسترده زمينه هاي بستر سازي فناوري اطلاعات و ارتباطات و کارکردهاي آن در تحولات درون سازماني و ارتباطات برون سازماني مورد بررسي و تحليل قرار گيرد.
مديران پيشرو هميشه به دنبال فناوريهايي هستند که جريان کار را تسريع و تسهيل مي کند. در واقع مديران براي ايجاد ارتباطات موثر مابين سطوح طولي و عرضي سازمان همچنين ساده کردن جريان امور براي جمع آوري و راهبرد مناسب اطلاعات مرتبط با حوزه فعاليت سازمان خود، ناگزير از شناخت ظرفيتهاي موجود سازمان خود و نياز سنجي ظرفيتهاي تکميلي هستند. استفاده از قدرت اثر فناوري اطلاعات و ارتباطات در هدايت سازمان براي پيشتازي در مقابل رقبا امري ضروري و اساسي است. فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي بسياري از عمليات مربوط به سازمان مانند سيستم ها و جريان اتوماسيون را به انجام مي رسانند.
بدون شک بايد گفت که فناوري اطلاعات و ارتباطات موجب تقويت تواناييها و خلاقيتهاي مديران پيشرو مي شود. با اين نگرش يک مدير و کارمندان او وقتي ابزارهاي ارتباطي و اطلاعاتي را به ساختار سازمان خود تزريق شدند مي توانند به جاي سخت کارکردن سريعترو با دقت تر از قبل کارکنند ضمن اينکه مدير مي تواند نظارت و مديريت غير متمرکز را تجربه کند. با توجه به اينکه هدف غايي هر رابطه کاري دستيابي به سود تجاري است مي توان گفت که ارتباط کمي و کيفي با مشتريان با استفاده از اين ابزارها گسترش و هزينه هاي جاري و حتي سرمايه اي و امکان سنجي نيز کاهش مي يابد.
يکي از مهمترين شاخصه هاي شناخت درست فناوري اطلاعات و ارتباطات توسط مديران استفاده يا ايجاد سيستم‌هاي کارامد در ساختار سازمان است. با توجه به اينکه هر يک از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات که منطبق بر سيستم هاي مديريتي باشند مي توانند در بهبود و يا ايجاد نقص در شيوه مديريت و ارتباط با مخاطبان سازمان موثر باشند بنابراين، در تغيير سيستم هاي دستي به امکانات فناوري اطلاعات عوامل زيادي موثر هستند من جمله تعهد مديريت، داشتن تجربه از فناوري اطلاعات، رضايت کاربران و ميزان تغييرات محيطي است (صرافي زاده، 1383)، همچنين به جاست که در گزينش سيستم هاي مذکور:
1 - ??عملکرد سيستم براي مخاطبان سازمان روشن باشد؛
2 -? استفاده کاربران را تسريع و تسهيل شود؛
3 -? از انعطاف پذيري بالايي در قبال تحولات تکنولوژيک و يا ساختاري برخوردار باشد.
با اين توضيح مي توان گفت به واقع مديري موفق خواهد بود که فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي را منطبق بر نيازهاي سازمان خود طراحي و يا انتخاب کند. در اين صورت در هنگام ارائه خدمات سازمان خود به مخاطبان و مشتريان قادر خواهد بود نيازها ي مشتريان را نيز در تدارک سيستم ها لحاظ کند. به طور مثال استفاده از دستگاه‌هاي خودپرداز بانکي اين نياز را مي طلبد که آموزش و فرهنگ سازي لازم براي اشاعه اطلاعات در مورد استفاده از کارت هاي اعتباري گسترش يابد. در استفاده از ابزارهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات به مديرا ن توصيه مي شود در تعيين ابزارها انتخابگر باشند و با مطالعه اي فراگير درباره همه ابزارهاي موجود اين فناوري آن دسته اي را مورد گزينش و ا ستفاده قرار دهند که سبب ايجاد تسهيلات بيشتري در امور اجرايي مي شود. صرفه جويي در زمان را به همراه دارد و موجب کاهش هزينه ها و يا افزايش درآمدها مي شود. براي معرفي نمونه اي از اين سيستم ها مي توان به سيستم هاي تجارت الکترونيک(براي خريد و فروشهاي اينترنتي) و شبکه هاي محلي و يا سايت هاي اختصاصي داخلي(اينترانت) اشاره کرد.
بنابراين، براي مديريت اطلاعات درون سازماني در ابتدا بايد حوزه هاي اصلي کار را تعيين کرد و به نياز سنجي هر يک از اجزا سازمان پرداخت تا بهترين فناوري موجود برا ساس نيازها و ظرفيتها تامين شود. شبکه ها به عنوان شاهرگهاي تجارت نوين و ابزار اساسي استفاده اشتراکي از اطلاعات و برقراري ارتباطات درون و برون سازماني‌اند. انتخاب سيستم هاي شبکه اي نيز با توجه به تعداد کاربران و امکان دسترسي سريع آنها به بانک هاي اطلاعاتي صورت مي گيرد. تصميمات و کارهايي که بايستي در انتخاب وراه اندازي شبکه هاي درون سازماني توسط مدير انجام شود در مورد تعداد کاربراني است که بايد با شبکه مرتبط باشند که در اين صورت سطح گسترش شبکه بر حسب تعداد کاربران تغيير مي کند.
در بُعد نرم افزاري يک مدير بايد از برنامه هاي نرم افزاري مختلف اطلاعات کافي داشته باشد و بتواند برخي از آنها را در اجراي کارهاي خود مورد استفاده قرار دهد. اين قابليت، مدير را در انتخاب برنامه هاي نرم افزاري مورد نياز سازمان بسيار کمک خواهد کرد. نوع نرم افزارهايي که يک مدير در فعاليتهاي سازمان خود استفاده مي کند بستگي به ماهيت سازمان دارد. ولي درکل آنچه اهميت دارد اين است که مديران بايد از نرم افزارهايي که توسط سازمانهاي مختلفي مورداستفاده قرار گرفته و امتحان شده بهره بگيرند.
با استفاده از برنامه پست الکترونيک مي توانيد پيامهاي مورد نظر خود را تهيه ارسال، دريافت ، ذخيره سازي و مديريت کنيد. بهترين شيوه براي راه اندازي و اجراي پست الکترونيک در هر سازماني استفاده از يک رايانه مرکزي براي مديريت نامه هاي الکترونيک داخلي و کنترل دائمي ارتباط دائمي يا تلفني با اينترنت است. بسياري از سازمانها بدون توجه به مشکلات ارتباطات الکترونيک و بدون ارائه آموزشهاي لازم به کارکنان اقدام به نصب و راه‌اندازي پست الکترونيک مي کنند. مديران سازمانها بايد توجه داشته باشند که در دنياي ارتباطات الکترونيک همان قوانيني حکمفرماست که در انتشار قراردادها و ادعانامه هاي مکتوب حاکم است بنابراين، يک اشتباه مي‌تواند خسارتهاي فراواني به بار آورد. در بُعد سخت افزاري مديريت سازمان مي تواند مهمترين و موثرترين نقش را در توسعه توانمنديهاي سازمان را در بستر فناوري اطلاعات و ارتباطات فراهم کند.مدير سازمان بايستي با توجه به نيازها و بدون در نظر گرفتن تجملات بهترين و کارآمد ترين ابزارهاي سخت افزاري مورد نياز در سازمان را مورد گزينش قرار دهد در انتخاب ابزارهاي سخت افزاري مدير سازمان به علاوه نيازسنجي حال حاضر بايد در برابر هزينه اي که متحمل مي شود نياز هاي آتي را نيز مد نظر قرار دهد يکي از بهترين راهها در انتخاب ابزار مشاوره با کاربران سازمان است. بسته به اينکه چه کساني در چه زماني و چه مکاني و براي چه کاري از اين ابزارها استفاده مي کنند نوع ، کميت و کيفيت ابزارها قابل تغيير خواهد بود.
به طور معمول سخت افزارهاي رايانه اي پس از يک سال از گارانتي توليد کننده خارج مي شوند و از آن پس تضمين سلامت کاردستگاه با خود مشتري خواهد بود و به همين دليل در هنگام تجهيز سازمان به رايانه و کلاٌ هر يک از ابزارهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات خريد از شرکتهاي معتبر الزامي است. در ادامه لازم است تا مدير پس از خريد و راه اندازي هر يک از اين ابزارها در سازمان شناسنامه سخت افزارهاي موجود را تهيه کند تا در موقع لزوم نسبت به انجام سرويس هاي لازم اقدام شود. يکي از روشهاي توصيه شده در تعيين نوع سخت افزار هاي سازماني نيازسنجي نرم افزاري سازمان و سپس تعيين، تامين و ترکيب سخت افزار با بسته هاي نرم افزاري انتخاب شده براي هر يک از اجزاي سازمان است.
به عنوان مثال مدير بايد تشخيص بدهد در بخش گرافيک سازمان با توجه به نوع نرم افزارهاي موجود به چه ترکيبي از سخت افزارها نيازمند است. مطمئناً اين نوع نگاه در انتخاب سخت افزار در حذف هزينه هاي زائد نقش موثري دارد نمونه هايي از سخت افزارهاي متنوع را به عنوان مثال ذکر مي کنيم. تصميم گيري در مورد اينکه در هريک از بخشهاي سازمان شما از چه مانيتوري استفاده شود از عوامل به ظاهر ساده ولي مهم هستند که مي توانند ضمن افزايش راندمان کاري سازمان در کاهش و حذف هزينه هاي غير ضروري موثر باشد.
نتيجه گيري
بايد گفت که بستر سازي مطلوب براي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازماني نيازمند شناخت کافي و نگرش مثبت مديران به ضرورتهاي حضور اين پديده در روند فعاليتهاي سازمان است. با وجود اين، شناخت يک مدير در ابتداي پروسه بستر سازي فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان خود بايد آيين نامه ها و قوانين درون سازماني را تهيه، آزمايش و ابلاغ کند. اين آيين نامه هاي اجرايي فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان مي بايد با استانداردهاي تعيين شده از جانب مراجع ذيصلاح و نيازهاي سازماني هماهنگ و همساز باشند. با توجه به اهميت نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه و گسترش فرايندهاي سازماني هر مدير پيشرو و آينده نگر ناگزير از انجام زمينه سازي هاي لازم و انجام مشاوره هاي علمي و فني با صاحبان دانش فناوري اطلاعات و ارتباطات است. براي باقي ماندن مديران در عرصه رقابتهاي اقتصادي و حتي ربودن گوي سبقت از ديگران بايد ابزارها و لوازم مختلف اطلاعاتي و ارتباطي با ديدي روشن و گاهي کامل از نياز هاي سازمان تا مين و راه اندازي شوند.
منابع و ماخذ
1 - پر کردن شکاف ديجيتالي چالش بزرگ قرن بيست و يکم .منبع. فناوري اطلاعات www. iran.com
2 - حسني ، فرنود ،فناوري ارتباطات و اطلاعات نياز امروزِ مديران فردا ، فناوري اطلاعات. www. iran.com
3 - حسني ، فرنود، بررسي شاخصهاي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ايران(2003-2002). www. iran.com.
4 – دعائي، حبيب اله، عالي، مرضيه، سازمانها در بستر جهاني شدن، نشر بيان هدايت نور، 1384.
5 - سعيد احمدي بهنام ،تجارت الکترونيک از آغاز تا امروز، فناوري اطلاعات. www.iran.com
6 – صرافي زاده، احمد، فناوري اطلاعات در سازمان، انتشارات امير، بهار 1383.
6 - CHENG, YIN CHEONG FOSTERING LOCAL KNOWLEDGE AND WISDOM IN GLOBALIZED EDUCATION: MULTIPLE THEORIES CENTRE FOR RESEARCH AND INTERNATIONAL COLLABORATION HONG KONG UTE OF EDUCATION BANGKOK THAILAND, NOVEMBER 18-19 PEPOLES TRIGUME, GLOBALIZTION, HTTP.WWW.APPLICOM.COM/PMEWS/GLOBAL/HTM, 01.4.99
8 – LUCAS, HENRY, JR, INFORMATION TECHNOLOGY FOR MANAGEMENT 7TH ED, MC GRAW-HILL.2000.
9 – PEPOLES TRIVUME, GLOBALIZTION, HTTP. WWW, APPLICOM. COM/PMEWS/GLOBAL/HTM,1999.
10 - RIZIVI , FAZAL.GLOBALIZATION AND EDCUCATION. EDCUCATION TEARY.VOL 50.2000.

بانکداري الکترونيک و سيرتحول آن در ايران

عنوان مقاله: بانکداري الکترونيک و سيرتحول آن در ايران

موضوع: تجارت الکترونيک

منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره 170

چکيده: رشد و گسترش روز افزون فناوري ارتباطات، انقلابي را در ابعاد مختلف زندگي انسانها و عملکرد سازمانها ايجاد کرده است. اين فناوري روشهاي کارکرد و نگرش افراد، سازمانها و دولتها را دگرگون ساخته و باعث ايجاد صنايع نوين، مشاغل جديد و خلاقيت در انجام امور شده است. ظهور پديده‌هايي چون کسب و کار الکترونيک، تجارت الکترونيک و بانکداري الکترونيک از نتايج عمده نفوذ و گسترش فناوري اطلاعات در بعد اقتصادي است. کشور ما در عرصه حضور و به‌کارگيري تجارت و بانکداري الکترونيک، کشوري جوان است و تا رسيدن به وضعيت مطلوب را ه درازي در پيش رو دارد. قانون تجارت الکترونيک در دي ماه سال 1382 تصويب شد. در زمينه بانکداري الکترونيک تاکنون فعاليتهاي گسترده‌اي صورت گرفته، ليکن نبود برخي زير ساختها در ابعاد مختلف موجب کندي اين فعاليتها شده است. در اين مقاله سعي شده تا ضمن ارائه مفاهيم و تعاريف، ويژگيها و الزامات تجارت و بانکداري الکترونيک، ابزارها و کانال هاي بانکداري الکترونيک معرفي شود و وضعيت هر يک به صورت اجمالي مورد بررسي قرار گيرد.


مقدمه
دسترسي تعداد زيادي از مردم جهان به شبکه جهاني اينترنت و گسترش ارتباطات الکترونيک بين افراد و سازمانهاي مختلف از طريق دنياي مجازي، بستري مناسب براي برقراري مراودات تجاري و اقتصادي فراهم کرده است. تجارت الکترونيک عمده ترين دستاورد به‌کارگيري فناوري ارتباطات و اطلاعات (ICT) در زمينه هاي اقتصادي است.
استفاده از اين فناوري موجب توسعه تجارت، تسهيل ارتباطات عوامل اقتصادي، فراهم کردن امکان فعاليت براي بنگاههاي کوچک و متوسط، ارتقاي بهره وري، کاهش هزينه ها و صرفه‌جويي در زمان شده است. فناوري ارتباطات و اطلاعات امکان افزايش قابليت رقابت‌پذيري بنگاهها را فراهم ساخته و همچنين به ايجاد مشاغل جديد منجر شده است.
بر اثر گسترش اين فناوري حجم تجارت الکترونيک در جهان روز به روز در حال رشد است. طبق تحقيقات منتشر شده توسط موسسه فارستر پيش‌بيني مي‌شود طي سالهاي 2006-2002 حجم تجارت الکترونيک به طور متوسط سالانه بيش از 58 درصد رشد کرده و از 2293 ميليارد دلار در سال 2002 به بيش از 12837 ميليارد دلار در سال 2006 بالغ شود.
يکي از ابزارهاي ضروري براي تحقق و گسترش تجارت الکترونيک ، وجود سيستم بانکداري الکترونيک است که همگام با سيستم‌هاي جهاني مالي و پولي عمل و فعاليتهاي مربوط به تجارت الکترونيک را تسهيل کند. در حقيقت مي‌توان گفت که پياده سازي تجارت الکترونيک ، نيازمند تحقق بانکداري الکترونيک است.
به همين دليل، استفاده از سيستم هاي الکترونيک در موسسات مالي و اعتباري جهان به سرعت رو به گسترش بوده و تعداد استفاده کنندگان از خدمات بانکداري الکترونيک روز به روز در حال افزايش هستند.
براساس گزارش تحقيقاتي موسسه Data Monitor (از مراکز برجسته تجزيه و تحليل اطلاعات بانکداري در اروپا) آمار استفاده‌کنندگان از سيستم‌هاي بانکداري الکترونيک در هشت کشور فرانسه، آلمان، ايتاليا، هلند، اسپانيا، سوئد، سوئيس و انگليس از 5/4 ميليون نفر در سال 1999 به حدود 22 ميليون نفر در سال 2004رسيده است. در سال 2005 بيش از 75 درصد شرکتهاي فعال در کشورهاي توسعه يافته حداقل از يکي از خدمات بانکداري الکترونيک استفاده مي‌کنند. اين روند براي بانک ها هم يک فرصت و هم يک تهديد بشمار مي آيد.
ايران در زمينه تجارت و بانکداري الکترونيک ، کشوري جوان است و تا رسيدن به سطحي قابل قبول از آن، راه درازي در پيش دارد. ورود فناوري جديد در اين دو زمينه ، نيازهاي جديدي را در پردازش و تبادل داده‌ها ، ابزارها و زير ساختهاي مناسب پياده سازي آن ، و نيز نحوه ارايه خدمات بانکي نوين مطرح کرده است . با نگاهي به تجارب کشورهاي پيشرفته و رشد خدمات بانکداري الکترونيک مي‌توان نيازهاي در حال شکل‌گيري و روند افزاينده آن را در زمينه خدمات بانکي در ايران تا حد مناسبي پيش‌بيني کرد. نظر به روشهاي سنتي موجود در بانک‌هاي کشور و نارسايي اين روشها در ارائه خدمات جديد، تهيه زيرساختهاي مورد نياز در بانک‌ها از ضرورياتي است که خوشبختانه مورد توجه مسئولان امر قرار گرفته است و فعاليتهاي گسترده اي در سيستم بانکي کشور براي ارائه بانکداري الکترونيک و ديگر خدمات نوين بانکي انجام شده است .
کسب و کار الکترونيک
اين واژه براي اولين بار در سال 1997 توسط شرکتIBM مطرح گرديد. کسب و کار الکترونيک مفهومي عام‌تر از تجارت الکترونيک را در بر مي‌گيرد . تجارت الکترونيک بيشتر تکيه بر ارتباط بيروني بنگاه يا فرد دارد. در حالي که کسب و کار الکترونيک علاوه بر ارتباطات بيروني به استراتژي درون سازمان نيز اشاره دارد و شامل تجارت الکترونيک (EC) هوشمندي شرکتها (BI)، مديريت روابط با مشتري (CRM)، مديريت زنجيره تامين (CSM) و برنامه ريزي منابع شرکت (ERP) مي‌شود. .به طور خلاصه کسب و کار الکترونيک تلفيق سيستم ها و فرايندها و زنجيره هاي تامين و کل بازار با استفاده از اصول و فناوريهاي مرتبط با استفاده از ابزار اينترنت است که در هشت بخش ارائه مي شود:
-1 شرکت با مصرف کننده:
-2 شرکت با شرکت؛
-3 مصرف کننده با مصرف کننده؛
-4 شرکت با دولت؛
-5 دولت با مصرف کننده؛
-6 شرکت با کارکنان؛
-7 شخص با شخص؛
-8 شرکت با مصرف کننده.

تجارت الکترونيک
براي تجارت الکترونيک به عنوان يکي از پديده هاي بزرگ قرن 21 تعاريف مختلفي ارائه شده است که از جمله آنها مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
* هدايت ارتباطات کاري و معاملات بر روي شبکه ها از طريق رايانه؛
* خريد و فروش کالاها و خدمات و انتقال سرمايه ها از طريق ارتباطات ديجيتالي؛
* کاربرد وسايل الکترونيک براي تبليغ ، فروش ، توزيع و پشتيباني محصولات
اتحاديه اروپا در سال 1997 آن را به شکل زير تعريف کرد:
تجارت الکترونيک بر پردازش و انتقال الکترونيک داده ها شامل متن، صدا و تصوير مبتني است. تجارت الکترونيک فعاليتهاي گوناگوني از قبيل مبادله الکترونيک کالاها و خدمات و تحويل فوري مطالب ديجيتالي و انتقال الکترونيک را در‌بر دارند.
تجارت الکترونيک که تا چندي قبل به تعداد معيني از شرکتها محدود مي شد در حال ورود به عصر جديدي است که در آن تعداد زيادي مصرف کننده در شبکه حضور دارند. به علاوه محتواي آن از حيطه مبادله داده‌هاي مربوط به سفارش دادن يا قبول سفارش فراتر رفته و فعاليتهاي عمده‌ تجاري از قبيل تبليغات، آگهي، مذاکرات، قراردادها و تسويه حسابها را نيز در برگرفته است.
از مجموعه تعاريف ارائه شده فوق مي توان نتيجه گرفت که زمينه هاي کاربرد تجارت الکترونيک بسيار گسترده‌تر از مبادله کالا و خدمات و وجوه است و در تعريف آن و تعيين سياستهاي مورد نظر بايد علاوه بر کاربرد هاي بالفعل به کاربردهاي بالقوه آن نيز توجه داشت .
- براي تجارت الکترونيک مزايا و ويژگيهاي زيادي ذکر شده است که در يک دسته بندي کلي مي‌توان آنها را به شرح ذيل تقسيم کرد.


* جهاني شدن تجارت ؛
* حذف محدوديتهاي زماني و مکاني؛
* کاهش قيمت منابع جهت خريد؛
* افزايش درصد فروش؛
* دسترسي آسان به اطلاعات لازم؛
* کاهش چشمگير هزينه هاي معاملاتي؛
* کاهش هزينه هاي زماني معاملات.
محتواي تجارت الکترونيک ديگر به سفارش دادن و سفارش گرفتن محدود نمي شود بلکه فعاليتهاي عمده تجاري ازقبيل تبليغات، آگهي، مذاکرات، قراردادها و تسويه حسابها را نيز دربرگرفته است.


بانکداري الکترونيک
براي شناخت هر پديده اي لازم است تا ابتدا تعريف مشخصي از آن پديده و عوامل و متغيرهاي مرتبط با آن ارائه کرد. براي بانکداري الکترونيک تعاريف گوناگوني ارائه شده که از آن جمله مي‌توان به تعاريف زير اشاره کرد.
* فراهم آوردن امکان دسترسي مشتريان به خدمات بانکي با استفاده از واسطه‌هاي ايمن و بدون حضور فيزيکي (کهزادي، اولين همايش تجارت الکترونيک،1382)؛
* استفاده مشتريان از اينترنت براي سازماندهي، آزمايش و يا انجام تغييرات در حسابهاي بانکي خود و يا سرمايه‌گذاري و بانکها براي ارائه عمليات و سرويسهاي بانکي؛
* ارايه مستقيم خدمات و عمليات بانکي جديد و سنتي به مشتريان از طريق کانالهاي ارتباطي متقابل الکترونيک.
بانکداري الکترونيک شامل سيستم‌هايي است که مشتريان موسسات مالي را قادر مي‌سازد تا در سه سطح اطلاع‌رساني، ارتباط و تراکنش از خدمات و سرويس‌هاي بانکي استفاده کنند.
الف - اطلاع رساني: اين سطح ابتدايي ترين سطح بانکداري اينترنتي است. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عمليات بانکي خود را از طريق شبکه‌هاي عمومي يا خصوصي معرفي مي کند.
ب – ارتباطات: اين سطح از بانکداري اينترنتي امکان انجام مبادلات بين سيستم بانکي و مشتري را فراهم مي‌آورد. ريسک اين سطح در بانکداري الکترونيک بيشتر از شيوه سنتي است و بنابر‌اين، براي جلوگيري و آگاه ساختن مديريت بانک از هرگونه تلاش غير مجاز براي دسترسي به شبکه اينترنتي بانک و سيستم هاي رايانه‌اي به کنترل‌هاي مناسبي نياز است.
ج – تراکنش: اين سيستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترين سطح ريسک برخوردار است و بايد سيستم امنيتي قوي بر آن حاکم باشد. در اين سطح مشتري در يک ارتباط متقابل قادر است تا عملياتي چون پرداخت صورتحساب، صدور چک، انتقال وجه و افتتاح حساب را انجام دهد.
کانالهاي بانکداري الکترونيک: براي ارائه خدمات بانکداري الکترونيک کانالهاي متعددي وجود دارد که برخي از آنان عبارتند از :
رايانه هاي شخصي، کمک پردازنده هاي شخصي، کيوسک ، شبکه‌هاي مديريت يافته، تلفن ثابت و همراه، و ماشين‌هاي خودپرداز.
در روش شبکه‌هاي مديريت يافته، بانکها براي ارتباط با مشتريان خود از شبکه‌هايي که قبلاً ايجاد شده استفاده مي‌کنند. در روش اينترنت با رايانه‌هاي شخصي، بانک از طريق ايجاد يک پايگاه اينترنتي و معرفي آن به مشتريان، با‌ آنها ارتباط متقابل برقرار کرده و ارائه خدمت مي‌کند.
در روش بانکداري تلفني، تلفن (اعم از تلفن ثابت و همراه) وسيله ارتباطي بانک با مشتريان خود بوده و از اين طريق خدمات بانکي عرضه مي‌شود. تعداد استفاده‌کنندگان بانک از طريق تلفن همراه در سال 2004 بيش از 14 ميليون نفر بوده است. با استفاده از ماشين‌هاي خودپرداز نيز بانکها مي‌توانند خدمات متنوعي از قبيل برداشت نقدي، سپرده‌گذاري، انتقال وجوه، پرداخت صورتحساب وغيره را به مشتريان خود ارائه دهند.» (کهزادي، اولين همايش تجارت الکترونيک،1382)

مزايا
مزاياي بانکداري الکترونيک را مي‌توان از دوجنبه مشتريان و موسسات مالي مورد توجه قرار داد. از ديد مشتريان مي‌توان به صرفه‌جويي در هزينه ها، صرفه جويي در زمان و دسترسي به کانالهاي متعدد براي انجام عمليات بانکي نام برد. از ديد موسسات مالي مي‌توان به ويژگيهايي چون ايجاد و افزايش شهرت بانکها در ارائه نوآوري، حفظ مشتريان علي‌رغم تغييرات مکاني بانکها، ايجاد فرصت براي جست‌جوي مشتريان جديد در بازارهاي هدف، گسترش محدوده جغرافيايي فعاليت و برقراري شرايط رقابت کامل را نام برد. بر اساس تحقيقات مؤسسه Data Monitor مهمترين مزاياي بانکداري الکترونيک آنها عبارتند از: تمرکز بر کانالهاي توزيع جديد، ارائه خدمات اصلاح شده به مشتريان و استفاده از راهبردهاي تجارت الکترونيک. البته مزاياي بانکداري الکترونيک از ديدگاههاي کوتاه‌مدت، ميان مدت و بلندمدت نيز قابل بررسي است. رقابت يکسان، نگهداري و جذب مشتري از جمله مزاياي بانکداري الکترونيک در کوتاه‌مدت (کمتر از يکسال) هستند. در ميان‌مدت (کمتر از 18 ماه) مزاياي بانکداري الکترونيک عبارتند از: يکپارچه‌سازي کانالهاي مختلف، مديريت اطلاعات، گستردگي طيف مشتريان، هدايت مشتريان به سوي کانالهاي مناسب با ويژگيهاي مطلوب و کاهش هزينه‌ها. کاهش هزينه پردازش معاملات، ارائه خدمات به مشتريان بازار هدف و ايجاد درآمد نيز از جمله مزاياي بلندمدت بانکداري الکترونيک هستند.» (کهزادي، نخستين همايش تجارت الکترونيک،1382)

يک فرصت ، يک تهديد
همانگونه که اشاره شده تجارت و بانکداري الکترونيک از تبعات گسترش و نفوذ اينترنت و دسترسي همگاني به آن ناشي شده است. توسعه دسترسي به شبکه هاي گسترده جهاني انقلابي را در زمينه ارتباطات يک به يک و يک به چند در اطراف جهان ايجاد کرده است. به جرئت مي‌توان گفت که جهان هيچگاه شاهد چنين شتابي براي استفاده از يک پديده علمي نبوده است.
براساس گزارش سال 2004 انکتاد تعداد استفاده‌کنندگان از اينترنت در سال 2003 در جهان بالغ بر 676 ميليون نفر بوده يا به‌عبارتي 8/11 درصد از کل جمعيت جهان به اينترنت دسترسي داشته‌اند . که در مقايسه با سال 2002، 8/7 درصد افزايش يافته است (جدول شماره 1). کاربران کشورهاي در حال توسعه بيش از 36 درصد کاربران اينترنتي را تشکيل مي‌دهند. تعداد ميزبانان اينترنتي با 8/35 درصد رشد بين ژانويه 2003 تا ژانويه 2004 به 233 ميليون رسيده است. در حال حاضر حدود 52 ميليون وب سايت در جهان وجود دارد که در مقايسه با سال قبل 13/26 درصد رشد داشته است.
اينترنت همچنان شديدترين آهنگ رشد را در زمينه بانکداري الکترونيک در اروپا دارد. طبق برآورد موسسه
Data Monitor، 75 ميليون نفر از مردم اروپا در سال 2005 از سيستم بانکداري الکترونيک استفاده خواهند کرد. موسسه فارستر اين رقم را 110 ميليون نفر برآورد کرده است. برخي متخصصان پيش بيني مي‌کنند در سال 2011 در انگلستان 80 درصد از مردم براي انجام عمليات بانکي خود از طريق اينترنت به بانکها متصل خواهند شد. گسترش اين روند براي بانکها هم يک تهديد است و هم يک فرصت. بانکهايي که در ارائه همگاني اين گونه خدمات با شکست مواجه شوند در معرض خطر از دست دادن تعداد زيادي از مشتريان خود قرار خواهند گرفت و بانکهايي که با سرعت به‌سوي ارائه و ارتقا خدمات برخط (Online) مي‌روند فرصت آن را خواهند داشت که مشتريان بيشتري جذب کنند، مناطق جغرافيايي وسيع تري را تحت پوشش قرار دهند و اعتبار خود را در رابطه با مشتريان افزايش دهند.
روشهاي سنتي موجود در بانکهاي کشور و نارسايي در ارائه خدمات جديد، کشور را ناگزير به تحول سريع از بانکداري سنتي به الکترونيک مي کند.

در ايران
براي توسعه تجارت الکترونيک در کشور، ورود به بازارهاي جهاني و عضويت در سازمانهايي نظير سازمان تجارت جهاني، داشتن نظام بانکي کارآمد از الزامات اساسي به‌‌‌شمار مي‌آيد. بنابراين، استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات در جهت ايجاد و توسعه بانکداري الکترونيک در نظام بانکي کشور حائز اهميت است. اگرچه طي سالها برخي از روشهاي ارائه خدمات بانکداري الکترونيک نظير: ماشين‌هاي خودپرداز و کارتهاي بدهي، در نظام بانکي کشور مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اما تا رسيدن به سطح کشورهاي پيشرفته در زمينه بانکداري الکترونيک راهي طولاني در پيش است.
در هرحال ايجاد و توسعه بانکداري الکترونيک مستلزم برخورداري از برخي زيرساختهاي مناسب اقتصادي و اجتماعي است. اهم اين ‌زيرساختها عبارتند از: شبکه‌هاي ارتباطي و مخابراتي مناسب، امنيت تبادل اطلاعات، زيرساختهاي حقوقي و قانوني مناسب، آمادگي فرهنگي جامعه و بنگاههاي اقتصادي براي پذيرش و استفاده از خدمات بانکداري الکترونيک(1).
بنابراين براي توسعه و گسترش مناسب بانکداري الکترونيک و تجارت الکترونيک در کشور بايد نسبت به ايجاد زير‌ساخت‌هاي مناسب مخابراتي، امنيت در تبادل اطلاعات، تدوين قوانين و مقررات حقوقي مناسب، بسترسازي فرهنگي و آشنا نمودن مردم و بنگاههاي اقتصادي با مزاياي تجارت الکترونيکي و پرداخت الکترونيک، تسريع در شکل‌گيري دولت الکترونيک و ارتباط با سيستم (BOLERO2)، به طور جدي اهتمام ورزيد. شايان ذکر است براي ايجاد ارتباط با سيستم BOLERO هماهنگي سازمانهاي مختلف مرتبط با تجارت اعم از: بانکها، گمرک، شرکت‌هاي بيمه، شرکت‌هاي حمل و نقل، و …، ضروري است و تلاش نظام بانکي به تنهايي کافي نيست.» (کهزادي، نخستين همايش تجارت الکترونيک،1382)

عمليات بانکداري الکترونيک درسيستم بانکي کشور
در سالهاي 72 و 73 جرقه هاي ايجاد سوئيچ ملي جهت بانکداري الکترونيک زماني زده شد که شبکه ارتباطي بين بانک ملي و فروشگاه‌هاي شهروند ايجاد شد و افرادي که کارت بانک ملي را داشتند مي توانستند از خدمات فروشگاه‌هاي شهروند استفاده کنند. در بيست خرداد 1381 مجموعه اي از مقررات حاکم بر مرکز شبکه تبادل اطلاعات بين بانکي موسوم به شتاب تصويب شد که فعاليت خود را از اول تيرماه 1381 با هدف فراهم کردن زيرساخت بانکداري الکترونيک آغاز کرد، کليه سخت افزارها و نرم افزارها در 13 مرداد ماه 81 در اختيار اداره شتاب مرکزي قرار گرفت و از شرکت خدمات انفورماتيک و شرکت ملي انفورماتيک سلب مسئوليت شد. طرح شتاب که جهت هماهنگي و همکاري بين بانکها و سازماندهي سيستم پولي کشور از سوي مرحوم دکتر نوربخش در شوراي عالي بانکها به تصويب رسيد، کليه بانکها را ملزم به پيوستن به اين شبکه ساخت. آزمايش هاي اوليه اين شبکه با سه بانک دولتي آغاز شد. دو بانک تخصصي (کشاورزي و توسعه صادرات) و يک بانک تجاري (صادرات ايران) در پايلوت اوليه اين طرح حضور داشتند.
شتاب که با ايجاد ارتباط بين دستگاه هاي خودپرداز ATM در اين سه بانک متولد شد، در دو مرحله طراحي شد. در مرحله اول شبکه شتاب به ايجاد ارتباط کارتي Debit و Credit براي ارايه خدمات يکسان کارتهاي الکترونيک پرداخت و در مرحله دوم کليه ارتباطات بين بانکي و انتقال پولي بين بانکها را پوشش مي‌دهد. آزمايش‌هاي اوليه شتاب با ايجاد اتصال بين دستگاههاي خودپرداز ATM و پايانه هاي فروش (POS –POINT OF SALE) سه بانک اوليه عضو شتاب و بانک سامان به عنوان بانک خصوصي که در سال 82 به عضويت شبکه شتاب درآمداجراء گرديد. در اواخر سال 82 بانک ملي ايران به عنوان دارنده بيشترين شعب و بزرگترين بانک تجاري کشور به طرح شتاب پيوست و از پنجم ارديبهشت 83 فعاليت خود را در اين حوزه آغاز نمود.
اکنون بانکهاي ملي، صادرات، کشاورزي، توسعه صادرات، صنعت معدن، سامان، پارسيان و اقتصاد نوين از جمله بانکهاي دولتي و خصوصي هستند که عضو طرح شتاب هستند. در حال حاضر حدود هشت ميليون و دويست هزار کارت الکترونيک در سراسر کشور منتشر گرديده که از شانزده هزار دستگاه خودپرداز متصل اين شبکه استفاده مي‌کنند.

بدون ترديد بهره گيري از فناوري اطلاعات در زمينه‌هاي مختلف تجاري يکي از ابزارهاي لازم براي افزايش کارايي تجاري در اقتصاد ملي است.

اجزاي بانکداري الکترونيک در ايران
1- انواع کارت ها
- کارت هاي اعتباري و بدهي : در حال حاضر بيش از 2/8 ميليون کارت از سوي بانکهاي تجاري صادر شده است.
- کارت هاي غير بانکي : برخي موسسات غير بانکي اقدام به انتشار کارت هاي خريد مانند ثمين و سايپا کارت نموده‌اند.
2- شبکه شتاب
اين يک شبکه Online ملي است و خدمات مربوط به کارت هاي بدهي را انجام مي‌دهد و کارت هاي بدهي داخلي را بين بانک ها تسويه مي‌نمايد.
3- سيستم تسويه بين بانکي مبادلات ارزي
اين سيستم با استفاده از سوئيفت روي خط بين شعبه مرکزي بانکهاي تجاري عمل مي‌کند و بانک مرکزي نقش تسويه کننده را بر عهده دارد.
4- شبکه سوئيچ عمليات خرد بانکي و بين بانکي
اين سيستم از طريق ATM در حال حاضر بين شعب مرکزي دو بانک تجاري به صورت آزمايشي در حال اجرا است.
5- شبکه مرکزي سوئيفت(SWIFT) (3).
سوئيفت يک انجمن تعاوني غير انتفاعي است که در ماه مي 1973 ميلادي توسط 239 بانک از پانزده کشور اروپايي و آمريکاي شمالي راه اندازي شد و هدف از آن جايگزيني روشهاي ارتباطي غير استاندارد کاغذي و يا از طريق تلکس در سطح بين الملل با يک روش استاندارد شده جهاني بود. ايران از سال 1371 به عضويت سوئيفت درآمد و در سال 1372 به اين شبکه متصل گرديد. بانک مرکزي و ساير بانکهاي ايران از اين شبکه استفاده مي‌کنند و شتاب را به عنوان بخشي از آن اجرا مي کند.
از ديگر اجزاء بانکداري الکترونيک ايران مي توان به دستگاههاي خودپرداز، شعب مکانيزه، (4) PinPad، Pos، کارتهاي هوشمند، تلفن بانک و فاکس بانک و غيره اشاره نمود. ميزان بهره‌گيري سيستم بانکي کشور از هر يک از فناوريهاي فوق الذکر در جدول شماره 2 آورده شده است.

روش تحقيق:
اين تحقيق از نظر ماهيت واهداف از نوع کاربردي و کتابخانه‌اي بوده و پژوهشگر با بررسي وضعيت کنوني بانکداري الکترونيک بر اساس اسناد منتشره مراکز رسمي کشور به نتيجه‌گيري و ارائه پيشنهادات مي‌پردازد. همچنين اين تحقيق از نظر روش جمع‌آوري داده از نوع توصيفي پيمايشي است زيرا امکان دستکاري متغير مستغل وجود ندارد و محقق به بررسي، تحليل وضعيت، برداشت و توصيف دستاوردهاي مرتبط با وضعيت مي‌پردازد.
نتيجه گيري:
با گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات تمامي ابعاد زندگي بشر امروز به ويژه بعد اقتصادي آن دچار تحولي عميق و بنيادين گرديده است و اين روند همچنان ادامه دارد. به جرات مي توان گفت که عدم توجه به اين روند و تاخير در هماهنگي با آن موجب اختلال در روابط اقتصادي، اجتماعي و سياسي مي گردد. حضور در بازارهاي جهاني با استفاده از شيوه هاي موفق و کارآمد از جمله ضرورتهاي تطبيق با نظام بين المللي کنوني است بدون ترديد بهره‌گيري از فناوري اطلاعات در زمينه‌هاي مختلف تجاري و مالي يکي از ابزارهاي لازم براي افزايش کارايي تجاري در اقتصاد ملي است. استقرار نظام ملي بانکي کارآمدي که ضمن ارتباط با سيستم هاي بين المللي توانائي ارائه خدمات بانکي نوين را نيز داشته باشد از ضروريات استقرار نظام تجارت الکترونيک در کشور باشد. در اين زمينه اقداماتي از دهه هفتاد آغاز گشته و طي پنج سال گذشته با ايجاد برخي زيرساختهاي لازم (از جمله زيرساختهاي قانوني و مخابراتي) رشد آن شتاب فزاينده‌اي داشته است. ليکن همچنان تا رسيدن به مقصد و جبران زمان از دست رفته راه درازي در پيش است. در اين راه توجه به برخي فعاليتها و سرعت بخشيدن به آنها (که به برخي از موارد آن در بخش پيشنهادات اشاره خواهد شد) مي تواند در کوتاه نمودن اين مسير موثر واقع شود.
براساس پيش بيني يک موسسه بين المللي حجم تجارت الکترونيک در پايان سال 2006 ميلادي
افزون بر
12837 ميليارد دلار خواهد بود.


پيشنهادات:
1- توجه به ايجاد زير ساختهاي فرهنگي از طريق:
1-1 ارائه آموزشهاي لازم به دو گروه
الف - کساني که خدمات خود را از طريق سيستم الکترونيکي ارائه نمايند (مانند تجار و کارکنان موسسات مالي)
ب - کساني که از اين سيستم استفاده و در واقع کاربران آن هستند (مانند مشتريان موسسات مالي)
1-2 ترويج فرهنگ مناسب استفاده از ابزارها و خدمات با استفاده از رسانه هاي همگاني و تابلوهاي تبليغاتي.
2 - ايجاد نگرش کلان در ميان تصميم‌گيران، برنامه ريزان، سياستگذاران و دست اندرکاران اين فعاليت و پرهيز از هرگونه مديريت جزيره‌اي با اولويت حفظ منافع ملي در دراز مدت.
3- تدوين قوانين و دستورالعملهاي اجرايي شفاف.
4- توجه کافي و سريع به ايجاد ساختارهاي مخابراتي و امنيتي در شبکه هاي اينترنتي کشور و توسعه آنها.
5- بومي کردن فرهنگ و ابزارهاي مورد نياز استقرار اين پديده ها ( با توجه به اينکه اين قبيل تکنولوژي جزء تکنولوژيهاي وارداتي مي‌باشد لازم است تا برنامه هاي مورد نياز جهت بومي سازي آن تهيه و اجرا گردد تا بتوان از مضرات يک پديده غير متجانس با ساير بخشهاي جامعه پيش گيري نمود.)

منابع و ماخذ
1. مجموعه مقالات اولين همايش تجارت الکترونيک : تهران ؛ 1382
2. خدمات مالي الکترونيک: رهيافتي نوين براي تحول بخش مالي ؛ پژوهشکده پولي و بانکي ؛ 1382
3. تکفا ؛ شماره سال دوم ؛ شماره دوم 1383
4. کتاب بانکداري الکترونيک بانک مرکزي
5- The Future of Internet Banking: what the international experts say Bradley, L. and Stewart, K., University of Ulster, 2002 (need clearance from authors before publication)
6- Internet banking, some emerging tendencies in the UK, Li, F., 2002
7- DEESD – Digital Europe: e-business and sustainable development , Volker Türk, Michael Kuhndt,Vidhya Alakeson, Tim Aldrich and Justus von eibler in cooperation with: Phil Case, Barclays PLC., 1998-2002
8- FFIEC - Federal Financial Institutions Examination Council ., AUGUST 2003
9- www.csasystems.com
10- E-COMMERCE AND DEVELOPMENT REPORT 2004 ,
UNCTAD/SDTE/ECB/2004/1 - , 14/12/04
11-www.freesearch.co.uk/dictionary/ebanking
12- E-Banking Technology in Europe 2001, www.datamonotor.com

پي‌نوشتها

1 – براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ک. به کهزادي (1380).
2 - سيستمBOLERO شبکه‌اي جهاني تجارت الکترونيک است که به‌منظور تسريع در عمليات انتقال الکترونيک اطلاعات و اسناد تجاري بين سازمانهاي مختلف مرتبط با تجارت کالا و خدمات ايجاد شده است. اين سيستم نقل وانتقال ايمن اطلاعات تجاري بين کاربران و تضمين انتقال تمام اسناد تجاري را برعهده دارد.
3 – SOCIETY FOR WORLDWIDE INTER BANK FINANCIAL TELECOMUNICATION.
4 – صفحه کليد کوچکي که شامل کليدهاي عددي است. PINمخفف کلماتPERSONAL IDENTIFICATION NUMBER مي‌باشد و PAD به‌معني تاييد صحت و سقم اطلاعات ورودي براي انجام تراکنش اس

ت.

شرکتهاي مجازي و شبکه آنها

عنوان مقاله: شرکتهاي مجازي و شبکه آنها

موضوع: تجارت الکترونيک

منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم -شماره 175

چکيده: مفهوم کنوني شرکتهاي مجازي همراه با مفهوم شبکه شرکتها است. شبکه شرکتها يک توافق همکاري ميان شرکتها براي بهره‌برداري از فرصتهاي تجاري موجود در به‌هم پيوستن شرکتها به صورت شرکت مجازي است. هدف اصلي شبکه شرکتها فراهم کردن چرخه حيات شرکتهاي مجازي و محصولات توليد شده به وسيله آنها، و مديريت اين چرخه حيات است. شرکت مجازي از ترکيب توانايي‌ها و قابليتهاي اصلي مختلف موجود در شبکه شکل مي‌گيرد. شرکت مجازي داراي مشخصاتي از قبيل: فرا‌مرزي بودن، پراکندگي جغرافيايي، مشارکت‌کنندگان متغير، برابري شرکا، استفاده از ICT و غيره است. اين شرکتها همانند هر محصول ديگري داراي چرخه حيات هستند. اين چرخه‌هاي حيات، معماري مرجع شرکت مجازي را شکل مي‌دهند. از تفسير روند ارتباط دروني و ترتيب وقوع مراحل دوره‌هاي حيات در معماري مرجع شرکت مجازي تاريخ حيات شرکت مجازي شکل مي‌گيرد. هر شرکت مجازي مي‌تواند در تاريخ حيات خود مسيرهاي مختلف بسياري را طي نمايد. روش‌شناسي شرکت مجازي فهرستي از فعاليتهاي کليدي را که براي حرکت هدفمند و کارايي شرکتهاي مجازي استفاده مي‌شوند، ارايه مي‌کند.


مقدمه
مفهوم شرکت مجازي به‌وسيله اونوساتو و ايواتا در پاسخ به محيط صنعتي متغير که دوره حيات خطوط محصول، کوتاه است، ارايه شد. براي مثال، از دهه 1960 در يک دوره 30 ساله طراحي تلفن‌هاي خانگي بدون تغيير ماند: شرکتها توليد يک محصول ثابت را شروع مي‌کردند و مي‌دانستند که بازار ثابتي براي آن وجود دارد. با ظهور تلفن‌هاي همراه، به عنوان کالاي مد، به يکباره زمان حيات خط توليد محصول، در بهترين شرايط، به چند ماه کاهش يافت. همچنين چرخه حيات محصول نيز به کمتر از يک سال کاهش يافت.
براي مقابله با اين چالش، زنجيره‌هاي تامين به شکل کنسرسيوم همکاري مشترک شرکاي متخصصي درآمدند که به سوي همديگر مي‌رفتند تا مهارت لازم براي بهره‌برداري از يک محصول را به‌دست آورند. اين کنسرسيوم، به عنوان يک شرکت توسعه يافته، همانند يک شرکت مجازي بود.
چنانچه تغييرات و گرايشهاي روابط درون سازماني، شرکتها را (از سنتي تا مجازي) در طي زمان بررسي کنيم، اين مثال تغييرات روابط را از زنجيره تامين به کنسرسيوم همکاري مشترک بيان مي‌کند.
در پارادايم سازمانهاي مجازي مواردي از‌جمله شرکت مجازي، شرکت توسعه يافته، زنجيره تامين يکپارچه، جامعه مجازي و غيره مطرح هستند. در اين مقاله شرکتهاي مجازي به تفصيل مورد بررسي قرار مي‌گيرند.


مفاهيم شرکت مجازي
شبکه توافقهاي مشترکي ميان اعضايش در مواردي از قبيل استانداردهاي معمول، رويه ها، قوانين مالکيت فکري و ICT بر‌قرار مي‌سازد. بنابراين آماده‌سازي‌هاي زمان‌گير براي ايجاد يک شرکت مجازي در هنگام رسيدن درخواستهاي مشتري بسيار کوتاه مي‌شوند. پتانسيلهاي شبکه بايد به گونه‌اي باشد که شرکتهاي مجازي مختلف بتوانند براي برآوردن رضايت مشترياني با تقاضاهاي متفاوت تشکيل شوند. شبکه به دنبال تقاضاهاي مشتري مي‌گردد و انتظار مي‌کشد و هنگامي که يک تقاضاي مشخص را شناسايي نمود آنگاه پتانسيل‌هاي تجاري به وسيله شکل‌گيري يک شرکت مجازي آشکار مي‌شود. به اين ترتيب، يک شبکه مي‌تواند تا هنگامي که شرکتهاي مجازي چند گانه‌اي را راه‌اندازي مي‌نمايد به عنوان يک هماهنگي نسبتا دراز مدت پذيرفته شود. در مقابل، شرکت‎هاي مجازي يک طبيعت موقت دارند.
يک شرکت مجازي مي‌تواند به صورت "يک سيستم تحويل‌دادن راه‌حلها به مشتري که از اجماع موقت تعدادي از قابليتهاي اصلي (با قابليت شکل‌گيري مجدد) تشکيل شده است" تعريف شود. شرکت مجازي از ترکيب توانايي‌ها و قابليتهاي اصلي مختلف موجود در شبکه شکل مي‌گيرد (در صورت نياز از قابليتهاي شرکاي غير شبکه‌اي نيز استفاده ميکند). اگرچه شرکتهاي مجازي شامل قابليتهاي شرکاي مختلف هستند ولي عملکردشان به صورت يک شرکت واحد و شبيه شرکتهاي موجود است (طبيعت مجازي بودن). به اين ترتيب، مراحل تجاري به وسيله يک شرکت خاص انجام نمي‌شود، بلکه هر شرکتي يک گره در شرکت مجازي است که ارزشي را به زنجيره محصول مي‌افزايد.


معماري مرجع شرکت مجازي
معماري مرجع شرکت مجازي شامل سه موجوديت با خاصيت بازگشتي است: يک موجوديت شبکه، يک موجوديت شرکت مجازي و يک موجوديت محصول.
معماري مرجع شرکت مجازي بيانگر گروهي از شرکتهاي يک شبکه است که قادرند به وسيله واگذار‌کردن قابليتهايشان در شبکه به شرکتهاي مجازي تبديل شوند. در مرحله عملياتي شبکه، شرکتهاي مجازي با تمرکز بر مشتري شکل مي‌گيرند که موارد تحويل‌دادني مورد درخواست را توليد مي‌کنند. يک مورد تحويل‌دادني بر فعاليتهاي چرخه حيات چند محصول منطبق است. مراحل مورد بحث در هر شرکت مجازي با ديگري متفاوت است و به همين صورت از هر مشتري به مشتري ديگر فرق مي‌کند. بنابراين موجوديت شرکت مجازي و موجوديت محصول در دو رديف مختلف نمايش داده مي‌شوند


روش‌شناسي شرکت مجازي
قسمت قبل فقط يک مثال از انواع راههاي ممکن است که فعاليتها مي‌توانند در طي تاريخ حيات آشکار شوند. در اين قسمت فعاليتهاي کليدي در يک روش‌شناسي شرکت مجازي شرح داده مي‌شوند. فعاليتها در تاريخ حيات مرجع و زمان دارند، ولي در روش‌شناسي توضيحاتي در مورد مرجع و زمان فعاليتها ارايه نمي‌شود. بنابراين کاربران روش‌شناسي، خودشان بايد مشخص کنند که کدام يک از فعاليتها به موقعيت لحظه‌اي آنها مربوط مي‌شود. همچنين بايد مسير زماني و ترتيب اجرايي آنها را مشخص نمايد. براي اين منظور مي‌تواند از تاريخ حيات ارايه شده الهام بگيرد، ولي همانطور که گفته شد فعاليتها مي‌توانند در مسيرهاي ديگر آشکار شوند.
 
 
در قسمت اول روش‌شناسي، نماي کلي فعاليتهاي چرخه حيات شبکه شرکتها براي راه‌اندازي و مديريت شبکه شرکتها ارايه مي‌شود. در قسمت دوم، راه‌اندازي و مديريت شرکتهاي مجازي بيان مي‌شود.
توجه شود که علاوه بر توضيحات مذکور جزئياتي از مراحل شناسايي، مفهوم و ملزومات نيز آورده شده است.


راه‌اندازي و مديريت شبکه شرکتها
_ شناسايي شبکه: هدف اين فعاليت شناسايي اهداف شبکه از‌جمله پيشرفت آن، نوع شبکه، مرزهاي آن در ارتباط با محيط داخلي و خارجي است. خروجي‌هاي اصلي اين فعاليت براي شناسايي محرکها و مشوقهاي کليدي شبکه و نيز شفاف سازي اهداف کلي شبکه که چه نوع بازار و چه نوع محصولي را در بر خواهند گرفت، به‌کار مي روند.
_ انتخات شريک: يک فعاليت کليدي در هنگام آماده‌سازي و راه‌اندازي شبکه شرکتها، شناسايي و انتخاب شرکايي است که براي انجام ماموريت شبکه مشارکت خواهند نمود. انتخاب شرکا نه‌تنها به موقعيتهاي مورد انتظار آينده بستگي دارد، بلکه به مشارکت‌کنندگان موجود در شرکت هدايت‌کننده شبکه نيز بستگي دارد. براي مشارکت در يک شبکه، شرکتها اساساً بايد داراي دو قابليت باشند: قابليت فني و قابليت ائتلاف. اين به معني آن است که شرکا نه تنها بايد قابليتهاي مناسبي در انجام وظايف مورد نياز داشته باشند بلکه بايد توانايي داخل‌شدن و مشارکت در شرکتهاي مجازي را نيز دارا باشند. مثلاً اظهار دارند که توانايي مديريت و پياده‌سازي ائتلافها و توانايي ابراز رفتار و ذات ائتلاف را دارند.
_ مشخص نمودن هرم اهداف: براي جلوگيري از تعارضهاي بالقوه ميان شرکاي شبکه، تلاشهايي براي استقرار و اطمينان از اينکه شرکا هرم اهداف مشترکي دارند، بايد صورت گيرد. يعني ماموريت، ديدگاه، استراتژي و اهداف شبکه تدوين شود. اگر مشخص شود که شرکاي شبکه اهداف مختلفي را تعقيب مي‌کند يا در بدترين حالت، تعارض در اهداف دارند، آنگاه موفقيت شبکه شرکتها به مخاطره مي افتد.
_ راه‌اندازي شبکه: يک چالش کليدي در مرحله عمليات شبکه شرکتها، توانايي راه‌اندازي شرکتهاي مجازي رقابتي در يک بازه زماني کوتاه است. يکي از وسائل کليدي براي اجراي اين مورد، فراهم نمودن شرکايي براي شبکه است که قادر به شکل‌دهي سريع‌تر و کارا‌تر شرکتهاي مجازي متمرکز بر مشتري باشند. براي يک شبکه مي‌توان اجزاي مختلف بسياري فراهم نمود که نوع و سطح اين فراهم‌سازي براي يک شبکه خاص به نوع و فراواني وظايفي که انتظار مي‌رود شبکه انجام دهد، بستگي دارد.
_ دستيابي به آمادگي: هنگامي که شبکه نوع و سطح آمادگي مورد نظر خود را مشخص نمود . انواع مدل‌ها شناسايي و انتخاب مي‌شوند، سپس تصميمها و مدل‌ها بايد در شبکه و همين‌طور در تمام شرکا پياده‌سازي شوند. اين پياده‌سازي شامل راه‌اندازي سيستم و اجراي آن به روشي يکپارچه با سيستم‌هاي قانوني شرکا و آموزش پرسنل است.
_ بازاريابي و فروش: در حين عمليات شبکه شرکت، فعاليتهاي بازاريابي و فروش بايد انجام شوند. از‌جمله به دنبال مشتري‌هاي تازه بودن، پاسخ به درخواست مشتري. مذاکرات قرارداد با مشتري فعاليتهاي بازاريابي (پيش جستجو‌کردن مشتري).
 
 
_ راه‌اندازي شرکتهاي مجازي: مهمترين وظيفه يک شبکه راه‌اندازي شرکتهاي مجازي براي پاسخ‌گويي به نيازهاي مشتري است. اين مورد به تفصيل در قسمت بعد آمده است.
_ مديريت شبکه: مديريت شبکه شرکتها شامل تمامي سطوح و انواع وظايف مديريت شناخته شده در شرکتهاي سنتي است. اين مديريت شامل نظارت مستقيم و غير‌مستقيم، و نيز تصميم‌گيري‌هاي سطوح استراتژيک، مياني و عمليات است. نظارت مستقيم شامل نظارت بر تصميمهاي عملياتي و اجراي فعاليتهاي مناسب براي رسيدن به اهداف است، مثلاً راه‌اندازي شبکه‌هايي که قادر به پاسخ‌گويي موثر به نياز مشتري باشند، رفع اختلافات احتمالي ميان شرکا و غيره. نظارت غير مستقيم به دنبال اين است که سطح و نوع آماده‌سازي شبکه صحيح باشد و يا فعاليتهاي مناسب در هنگام نياز به شکل‌گيري مجدد اجرا شوند.
 
راه‌اندازي و مديريت شرکت مجازي
_ تحليل نيازهاي مشتري: هنگاميکه يک شريک شبکه با نياز مشتري مواجه مي‌شود، اولين فعاليت ارزيابي اين است که آيا شبکه بايد دنبال برآوردن درخواست باشد؛ يعني روشن سازد که آيا درخواست در حيطه وظايف شبکه شرکتها قرار دارد يا نه.
_ انتخاب شرکا: انتخاب شرکا براي مشارکت در شرکتهاي مجازي مشخص شامل ارزيابي اين مطلب است که آيا شريک قابليتهاي مناسب را داراست. يعني آيا دانش و تجربه لازم را براي انجام آن نوع فعاليت دارد و همچنين آيا ظرفيت لازم را در زمان خواسته شده دارد يا نه. بسياري از موضوعات مورد توجه در انتخاب شريک در شبکه براي انتخاب شريک در شرکت مجازي نيز اهميت دارند. البته هر قدر شرکا در شبکه بيشتر مورد ارزيابي قرار گيرند نياز کمتري به ارزيابي آنها در شرکت مجازي مي‌باشد و بالعکس.
_ ساختار تقسيم کار سطح بالا: موازي با انتخاب شرکا در شرکتهاي مجازي بايد يک ساختار تقسيم کار ايجاد شود. ساختار تقسيم کار در برگيرنده تقسيم نمودن محصول شرکت مجازي به موارد قابل‌تحويل و ارجاع هر مورد به يک شريک انتخابي است يعني کدام شريک مسئول کدام محصول قابل‌تحويل است.
_ راه‌اندازي شرکت مجازي: راه‌اندازي يک شرکت مجازي بسيار به نوع و سطح آماده‌سازي کار بستگي دارد که قبلاً به عنوان يک قسمت از راه‌اندازي شبکه مشخص شده است. شبکه هر قدر شکل‌گيري شرکتهاي مجازي مختلف را پيش بيني و فراهم کند، ميزان شکل‌گيري کمتري در راه‌اندازي شرکت مجازي ايجاد مي‌شود. راه‌اندازي شامل:
*راه‌اندازي زير ساخت، يعني يک ساختار پروژه (شريک) چند لايه، تعريف قوانين دسترسي و سطوح مشترک با سيستم‌هاي قانوني شرکا
* مشخص نمودن قوانين، الگو‌هايي که استفاده شده، مدل‌هاي مرجع براي اقدام فوري در موقعيتهاي خاص، ابزارهاي ديگر و غيره.
* موارد قراردادي، مثلاً مدلهاي قرارداد مرجع براي استفاده
* سازمان، مثلاً نقشهاي استاندارد و موقتي در يک پروژه مشخص
_ دستيابي به آماده‌سازي: اين فعاليت شبيه به فعاليت نظير در شبکه است. هرقدر اين فعاليت قبلاً در حين راه‌اندازي شبکه بيشتر انجام شده باشد، فعاليت کمتري براي انجام در راه‌اندازي شرکت مجازي باقي خواهد ماند.
_ برنامه‌ريزي و جدول‌بندي: از زماني که عمليات تشکيل شرکت مجازي آغاز مي‌شود، برنامه‌ريزي‌هايي با جزئيات بيشتر مورد نياز است. هر يک از شرکا بايد جزئيات برنامه‌ها را از اينکه چه خواهند کرد، تدوين نمايند. همچنين وظايف شرکت مجازي را در مطابقت با ديگر فعاليتها جدول کنند.
_ مديريت شرکت مجازي: اين فعاليت شبيه مديريت شبکه است.
_ نظارت و ارزيابي: نظارت پروژه‌ها، همراه با گزارشهاي پيشرفت، يک فعاليت مهم مديريت پروژه است که براي اطمينان از اتمام پروژه در زمان و با بودجه مورد نظر به‌کار مي رود. شرکا بايد پيوسته معتبر بودن (قابليت استفاده مجدد) فعاليتهاي فراهم شده را ارزيابي و همچنين بررسي کنند که آيا سطح و نوع آماده‌سازي در شرکت مجازي و شبکه شرکتها مناسب است يا نياز به تصحيح و به‌روز شدن دارد. اين فعاليت شامل:
* ارزيابي اينکه آيا مدل‌هاي مرجع فناوري‌ها استاندارد‌ها/رويه‌ها/قوانين شبکه و شرکت مناسب هستند يا اينکه موارد جديدي در حال آشکار شدن و مورد نيازند.
* ارزيابي اينکه آيا وظيفه فراهم‌شده در يک شرکت مجازي از اين اعتبارکه در سطح شبکه براي پروژه‌هاي آتي مشابه قابل به‌کار‌گيري باشد، برخوردار است.
_ جمع‌آوري تجربه: از زماني که محصول به مشتري تحويل داده مي‌شود و تمام کاغذ بازي‌ها و پرداختهاي آن انجام شد، زمان انحلال شرکت مجازي مي‌رسد. با اين وجود، قبل از بستن شرکت شرکا بايد زماني را براي جمع‌آوري تجربيات آموخته از پروژه اختصاص دهند. مواردي از قبيل: چه آموخته ايم، آنرا در آينده به چه شکل متفاوتي انجام مي‌دهيم، قرار‌دادن آن در ‘log-book’ براي دسترسي شرکا، قرار‌دادن آن در ‘log-book’ براي دسترسي تمامي شرکاي شبکه و اينکه آيا نيازي به تغيير و به روز رساني در سطح و نوع آماده‌سازي‌هاي شبکه شرکت وجود دارد يا نه؟
_ بستن: پروژه بسته مي‌شود و شرکا به شبکه شرکتها بر‌مي‌گردند و منتظر نيازهاي جديد مشتري مي‌شوند.


مواردي از اجراي موفق شرکت مجازي
KUBA ) KU Band Antenna)
الف) محصول: اين شرکت مجازي طراحي، مهندسي و توليد “flat panel active array antenna” را انجام مي‌دهد، که براي ارتباطات داده در سطح جهاني کاربرد دارد.
ب) فرصت تجاري: در تمامي اروپا، مردم بسيار علاقه به ماهواره و تلويزيون ديجيتال دارند، قابليت ارايه برنامه‌هاي شخصي‌شده بسياري(پرداختن به تلويزيون، پرداختن به کانالهاي شناور با موضوعات شخصي‌شده) وجود دارد. اين علايق به‌طور قابل توجهي اين بازار را تقويت نموده است.
در اين شرايط رقابتي بالا، شرکت مجازي KUBA، مفهوم جديدي را ازآنتن ماهواره تلويزيون دريافت، که آنرا flat active antenna ناميد. اين محصول از لحاظ قيمت با آنتن‌هاي بازتابي بشقابي سهمي شکل رقابت نخواهد کرد، ولي از لحاظ عملکرد و احساس‌زايي رقابت خواهد کرد.
پيچيدگي محصول که نيازمند ظرفيتهاي الکترونيک، مکانيک و صنعتي است، نمي‌تواند به تنهايي به وسيله يک شرکت متوسط و کوچک انجام شود. اين محصول به رويکرد شرکت مجازي نياز دارد.
رويکرد شرکت مجازي اجازه مي‌دهد تا زمان توسعه محصول کاهش يابد و هزينه توليد حداقل شود.
بهبودهاي قابل انتظار همراه شده با رويکرد اين شرکت مجازي، عبارتند از:
_ کاهش قيمت نهايي محصول معادل 20درصد
_ کاهش زمان انجام کار معادل 20 درصد در مقايسه با ائتلافهاي رايج
_ کاهش زمان دسترسي به بازار معادل 40 درصد
_ کاهش کل تلاشهاي مديريت پروژه معادل 50 درصد
_ کاهش زمان ائتلاف شرکت مجازي معادل 50 درصد در مقايسه با همکاري سنتي شبکه‌ها
ج) مشارکت: شرکت مجازي KUBA يک مشارکت بين المللي تشکيل‌يافته از يک سازمان‌دهنده تجاري و 3 شرکت متوسط و کوچک (از سوئد، بريتانيا و ايتاليا) است، که مسئوليتهاي مختلفي در مراحل عملياتي شرکت مجازي (طراحي، نمونه سازي، مسائل قابليتهاي صنعتي، طراحي مکانيکي، توليد و غيره) دارند.
Commercial off-The-Shelf components) CTS )
الف) محصول: شرکت مجازي CTS براي توسعه و بهبود عناصر بازرگاني به‌منظور قابل دسترس‌کردن آنها در ماموريتهاي بازرگاني فضايي کم هزينه، فعاليت خواهد نمود. شرکت مجازي که CTS ناميده شده است، در بازرگاني فضايي باقي خواهد ماند.
ب) اهداف: به تازگي مشخص شده است که ماهواره‌هاي کوچک مي‌توانند به وسيله فراهم نمودن راه‌حلهاي کاهنده هزينه براي تجهيزات تخصصي ارتباطات، کاوشگرها، علوم واکنش سريع و ماموريت‌هاي نظامي، و نمايشهاي فناوري، مکمل خدماتي باشند که ماهواره‌هاي بزرگتر کنوني ارايه مي‌دهند.
بازار فضايي رقابتي کنوني همراه با کيفيت ارتقا ‌يافته و دستاوردهاي اصلي محصولات بازرگاني (خصوصاً در زمينه‌هاي ميکرو‌الکترونيک و ميکرو پروسسور) منجر به استفاده فزاينده از موارد آماده‌شده بازرگاني (COTS) شده است.
شرکت مجازي تاسيس شده واحدهاي COTS را براي کاربردهاي فضايي تطبيق، آزمايش و بهبود خواهد داد و براي بهره‌برداري از عناصر بازرگاني موجود در عرصه‌هاي ديگر يک بازار مياني را ترويج خواهد داد. اين‌چنين واحدهايي از ميان واحدهاي ديجيتال و آنالوگ موجود در بازار بازرگاني که حداکثر قابليت استفاده مجدد در زير سيستمهاي ماهواره‌هاي خرد را دارند، انتخاب مي‌شوند.
ج) مزاياي شرکت مجازي CTS:
_ کاهش سطح سرمايه‌گذاري کل معادل 15 درصد
_ کاهش زمان هماهنگ‌سازي معادل 50 درصد
_ کاهش زمان کل دسترسي به بازار معادل 25 درصد در مقايسه با بنچ مارک مستقر
_ همساني هزينه‌هاي توسعه پروژه با پيش‌بيني ها، همراه با انحراف کمتر از 5 درصد
_ افزايش درآمد شرکاء معادل حداقل 30 درصد (طرح‌ريزي سالهاي آتي)
د) ائتلاف: شرکت مجازي CTS يک ائتلاف بين المللي است که از يک سازمان‌دهنده تجاري، 3 شرکت متوسط و کوچک با مسئوليت‌هاي مختلفي در مراحل عملياتي شرکت مجازي و يک مشتري مشتاق به خريد يک ماهواره کوچک تشکيل شده است.


نتيجه‌گيري
شرکتهاي مجازي با توجه به کارايي بسيار زيادشان در پاسخ گويي به نيازهاي جديد مشتري، بسيار مورد استقبال قرار گرفته‌اند. کشورهاي مختلف به خصوص اتحاديه اروپا براي تحقيقات در زمينه شرکتهاي مجازي و مسايل مربوط به آنها سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار کلاني انجام داده‌اند. در زمينه شرکتهاي مجازي به پيشرفتهاي بسيار چشمگيري دست يافته‌اند، تا جايي که در حال حاضر طراحي مقدماتي محصولات شرکتهاي مجازي را در صنايع مختلف از‌جمله صنعت ساختمان، صنايع غذايي و امور توليد انرژي و غيره به اتمام رسانده‌اند در حال تلاش براي طراحي جزئيات شرکتهاي مجازي هستند. تمامي اين پيشرفتها به‌واسطه برنامه‌ريزي و اجراي ICT مناسب براي صنايع‌شان بوده است، به‌طوري که کاملا قدرتمند در مسيرهاي استراتژيک براي رسيدن به اهداف مشخصي حرکت کنند.


پيشنهاد براي تحقيقات آتي
درباره وضعيت ايران و آمادگي ايجاد شرکتهاي مجازي ايراني تحقيقات مدوني صورت نگرفته است. براي اين منظور تحقيقات درباره مشکلات قانوني شرکتهاي مجازي، ابزارها و استانداردهاي مورد نياز شرکتهاي مجازي در ايران از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. از طرف ديگر شناخت قابليتهاي شرکتهاي ايراني و توجه و حمايت از آنها براي دستيابي به استانداردهاي شرکتهاي مجازي براي همکاري‌هاي بين‌المللي بسيار ضروري است. بنابراين تحقيقات درباره ميزان و نوع سودآوري شرکتهاي مجازي در ايران مي‌تواند کمکهاي شاياني در ايجاد متولي مشخص و توسعه اين شرکتها در ايران شود.


منابع و ماخذ
[1] Aloosh A., Virtual Enterprises, Proceeding of ICTM, Tehran, Iran, 2006
[2] Aloosh A., Aloosh M., Tarighati T., Fatemi S.M.S., Virtual Service Enterprises, Proceedings of MMC, Tehran, Iran, 2006
[3] Camarinha-Matos, Luis M.; Afsarmanesh, Hamideh; Ollus, Martin (Eds.) “Virtual Organizations: Systems and Practices”, Springer-Verlag, 2005, ISBN: 0-387-23755-0
[4] GLOBEMEN, “Global Engineering and Manufacturing in Enterprise Networks”, Technical Research Centre of Finland, ESPOO 2003, ISBN 951–38–6275–5
[5] “Advanced Legal Issues in Virtual Enterprise: Legal entity and Qualification” (ALIVE) IST – 2000 – 25459 Project Deliverable D09 Final Report
[6] Shen W., “Virtual Organizations in Collaborative Design and Manufacturing Systems”, Electronic Journal of Virtual Organization Net, 2(2), 2000, ISSN 1422-9331
[7] GERAM - IFAC/IFIP Task Force on Architectures for Enterprise Integration, GERAM: “Generalised Enterprise Reference Architecture and Methodology”, ISO15704:2000. http://www.cit.gu.edu.au/~bernus
[8] T?lle, M., Bernus, P., Vesterager, J., Reference Models for Virtual Enterprises, In “Collaborative business ecosystems and Virtual Enterprises” ed. Luis M. Camarinha-Matos, Kluwer Academic Publishers, Boston, USA, 2002, pp. 3-10
[9] T?lle, M., Vesterager, J., & Pedersen, J. D. (2000), “A Methodology for Virtual Enterprise Management” – Results from IMS 95001/Esprit 26509 Globeman21 project, Proceedings of the 6th International Conference on Concurrent Enterprising, Toulouse, 28-30 June 2000, pp. 119-127.
[10] Various documents on: http://www.vive-ig.net/projects/active/index.html

طرح تجاري راهنماي کسب و کار

عنوان مقاله: طرح تجاري راهنماي کسب و کار

موضوع: طرح تجاري

منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم-شماره 178

چکيده: حقيقت اين است که در زندگي ما، بادها خواهند وزيد، باران خواهد باريد و رودخانه ها طغيان خواهند کرد و ما نمي‌توانيم ز آمدنشان جلو گيري کنيم. تنها مي توانيم براي آمدنشان مهيا شويم. يکي از دلايل اصلي موفقيت افراد اين است که آنچه را که آرزو مي کنند، عينا در تصوراتشان ايجاد مي‌کنند. آينده اي را که امروز تجسم مي کنيم دست نيافتني نيست، اگر بدانيم که مي خواهيم چگونه به آن برسيم. به راستي که در عصر تغييرات بايد مسئول سرنوشت خويش باشيم. گاهي تغييرات شبيه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حرکت بالهاي يک پروانه است، اما بر فعاليت يک شرکت، يک کشور و يا حتي سراسر جهان تاثير شگرفي دارد.



امروزه مديران اکثر شرکتهاي ايراني به تفکر دررابطه با حل مشکلات موجود مشغولند، درصورتي که ديروز مي‌توانستند با صرف اندکي وقت و هزينه و با انديشه بهتري از بروز مشکلات جلوگيري کنند. اگر خواهان استفاده بيشتر از فرصتها و پذيرش ريسک کمتري باشيم، لازم است که تغييرات را بهتر درک کنيم. کساني که علت و سمت و سوي تغييرات را مي فهمند، براي رسيدن به مقصود، انرژي کمتري مصرف مي کنند و بهتر مي توانند از اين تغييرات در فعاليتهايشان بهره برداري کنند و به جاي آن که در مقابل آن واکنش نشان دهند، آن را به خدمت مي‌گيرند. مديران شرکتها بايستي آينده شرکت خود را تجسم کنند. (حداقل اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تجاري خود را تعيين کنند) سپس به چگونگي رسيدن به اين آينده بينديشند. ترسيم خطوط چگونگي رسيدن به آينده تجاري تعيين شده شرکت و مراحل آن موضوع اين نوشتار است.


تعريف طرح تجاري
طرح تجاري عبارت است از برنامه ريزي براي کليه اموري که در يک تجارت ضروري به نظر مي رسد اموري مانند: تخصيص منابع، تمرکز بر روي نقاط کليدي، کسب آمادگي براي برخورد با تهديدها و بهره برداري از فرصتها.
طرح تجاري درواقع، راهنماي مسير، براي عملکرد تجاري و اندازه گيري ميزان پيشرفت در طول مسير رسيدن به اهداف است. علاوه بر اين مي توان از طرح تجاري به عنوان يک ابزار ارتباطي براي انتقال اطلاعات به طيف وسيعي از افراد مانند سرمايه گذاران، شرکاي تجاري آينده، کارکنان و مديران، نيز استفاده کرد.
بسياري از مردم فکر مي کنند که طرح تجاري فقط براي شروع يک کسب و کار جديد کاربرد دارد. اگرچه تهيه طرح در ابتداي کسب و کار بسيار ضروري و حياتي است، اما طرح تجاري کاربردهاي ديگري نيز دارد که عمده‌ترين آنها به شرح زير است:
- کسب موافقت براي فعاليتهاي برنامه ريزي شده (در 12، 24 و... ماه آتي) از مراجع ذي‌صلاح (مانند هيئت مديره)
- فراهم کردن سرمايه از بانکها و ساير سرمايه گذاران
- کمک به فروش يا ارزش گذاري کار
- اخذ تاييد ناظران يا مسئولان اعطاي کمکهاي دولتي و...


محتواي يک طرح تجاري
هدف تهيه طرح تجاري و مخاطبان آن، بيشترين تاثير را بر روي محتواي طرح خواهند داشت. به عنوان مثال اگر مخاطبان طرح، سرمايه گذاران هستند، اطلاعات مالي و تشکيل تيم مديريت از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي شود و اگر روي صحبت با مدير بازاريابي يک شرکت تجاري بالقوه است، بايد وقت بيشتري به توضيح همياري در بازار اختصاص يابد. اما اگر طرح براي مقاصد داخلي (داخل شرکت) تهيه مي شود و مخاطب آن کارکنان شرکت هستند، بايد آنان را از خواسته هاي کاري مطلع سازد و در آنها اشتياق کافي براي برآوردنشان به وجود آورد.


رئوس کلي يک طرح تجاري
اغلب انتظار مي رود يک طرح تجاري، حاوي اطلاعاتي درخصوص شرکت، محصول و خدمات بازار، تيم مديريت، استراتژي کسب و کار، جزئيات اجرايي و تجزيه و تحليلهاي مالي باشد. آنچه مهم است، ارائه شفاف و صادقانه اطلاعات فوق است. ترتيب و شکل ارائه آن هم از اهميت کمتري برخوردار است. يک طرح تجاري عموما موارد زير را دربردارد:
1 – خلاصه اجرايي (شامل ماموريت، اهداف و موفقيتهاي کليدي شرکت): اين بخش در جلب توجه خواننده بسيار حائزاهميت است. پس بايد در تهيه آن دقت لازم به کار گرفته شود تا بسيار جذاب باشد. خلاصه اجرايي معمولا 1 و حداکثر 2 صفحه است. هرچند که اين بخش، اولين بخش يک طرح تجاري است، اما توصيه مي شود اين بخش پس از تدوين تمام جزئيات تهيه شود. به اين منظور ابتدا نکات اصلي طرح را برگزينيد، هماهنگي نسبي بين آنها برقرار سازيد سپس آنها را خلاصه کنيد.
2 – تشريح شرکت (شامل: تعريف شخصيت حقوقي شرکت، تاريخچه – براي شرکتهايي که فعالند – و يا طرح‌ريزي اوليه – براي شرکتهاي تازه تأسيس – توانمنديها و داراييهاي شرکت): اين بخش از طرح درواقع مانند تدارک صحنه و صحنه‌آرايي در تئاتر است و در شکل گيري ذهن خواننده طرح و درک بهتر موضوع، بسيار موثر است.
3 – محصول يا خدمات (شامل: تشريح محصول يا خدمات، مزيتهاي رقابتي، تکنولوژي ساخت، منابع، محصول يا خدمات آينده): گاه مخاطبان درباره حرفه و تجارت شما هيچ اطلاعاتي ندارند و يا بدتر، ممکن است تصور کنند که دارند، اما کاملا در اشتباه باشند. پس بايد خواننده را آگاه کنيد و اطلاعات مهم را بسرعت دراختيار او بگذاريد. به خاطر داشته باشيد اگر محصول يا خدمات شما منحصر به فرد است، اين مطلب را بيان کنيد. با ذکر جزئيات توضيح دهيد که چرا نسبت به رقبا برتري داريد. برتري امتيازي است که بايد آن را فرياد بزنيد، پس اين کار را بکنيد.
4 – تجزيه و تحليل بازار (شامل تشريح بازار هدف، نيازها، گرايشها و رشد بازار، کانالهاي توزيع، الگوهاي رقابت و خريد، رقباي اصلي و شرکاي صنعت): در طرح تجاري بايد محيطي که شرکت در آن به فعاليت مشغول است، تشريح شود و در اين تشريح بايد مشتري، نيازها، محل و راههاي رسيدن به مشتري بدرستي تعريف شود. علاوه بر اين موارد، گاهي ممکن است مقررات و نظارتهاي کيفي خارجي خاصي درمورد محصول يا خدمات اعمال شود، در اين صورت اين موارد در اين بخش توضيح داده خواهدشد.
5 – استراتژي و جزئيات اجرايي آن: در اين بخش به تشريح موارد زير پرداخته مي شود:
- هرم استراتژي (بيان استراتژي، تاکتيک ها و برنامه ها)
- ارزشهاي سازماني
- توانايي رقابت و کسب برتري
- استراتژي بازاريابي (استراتژي‌هاي قيمت گذاري و پيشبرد فروش، کانالهاي توزيع و برنامه هاي بازاريابي)
- استراتژي فروش (پيش بيني فروش، جدولهاي زماني فروش)
- شرکاي مهم
- زمانهاي بررسي و بازنگري
6 – تيم مديريت: ساختار سازماني، تيم مديريت و سوابق اعضاي کليدي آن و استراتژي نيروي انساني در اين بخش تشريح مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که مهمترين عامل ازنظر سرمايه گذاران در ارزيابي هر پيشنهاد، گروه مديران است. در طرحهاي جلب حمايت مالي، بهتر است در ضميمه اي، سابقه شغلي جامع‌تر هريک از مديران اصلي ارائه شود. اين بخش مي تواند شامل: جزئيات تحصيلات و اطلاعات مربوط به مسئوليتها و دستاوردهاي افراد در سمتهاي پيشين باشد.
7 – طرح ريزي مالي: فرضهاي مهم (مانند نرخ بهره، وضعيت ماليات و...) شاخصهاي مالي کليدي (نرخ بازگشت سرمايه و...) تجزيه و تحليل نقطه سربر، پيش بيني شود و زيان، پيش بيني جريان نقدينگي، نسبتهاي تجاري و طرح‌ريزي بلندمدت، در اين بخش از طرحهاي تجاري ارائه مي شود.
ترتيب صحيح يا غلطي براي ارائه اين گزارشها وجود ندارد، اما بهتر است ابتدا عملکرد تجاري مشخص شود. سپس ترازنامه و در آخر گردش وجوه نقدي ارائه شود. پيش بيني ها نيز بايد مانند حسابهاي گذشته تنظيم شود تا هر نوع پيشرفتي قابل رؤيت باشد. بهتر است در متن اصلي زياد به جزئيات حسابها پرداخته نشود و اين جزئيات در ضميمه بيان شود.
8 – پيشنهاد (درخواست): افراد اغلب، انرژي بسياري را صرف نوشتن طرح تجاري مي‌کنند. اما پيشنهاد (درخواست) خود را عنوان نمي کنند. در طرح بايد با وضوح کامل، بيان شود که از مخاطبان چه مي خواهيد. پيشنهاد را به گونه اي مطرح نکنيد که گويي مخاطب بايد جواب بدهد و جاي بحث هم ندارد. در اين صورت پاسخ بله يا خير خواهدبود، درحالي که شايد زمينه مذاکره وجود داشته باشد. پيشنهاد (درخواست) خود را در خلاصه ابتداي طرح نيز بيان کنيد. اطمينان حاصل کنيد که خواننده قطعا از خواسته شما درهمان صفحه اول مطلع مي شود.


نکاتي براي موفقيت طرح تجاري
براي اينکه طرح، موثر واقع شود بايد توجه کنيد که مي خواهيد چه پاسخي را از چه کسي دريافت کنيد، آنگاه براي حصول آن تلاش کنيد. براي مثال اگر واقعا سعي داريد که طرح خود را به فروش برسانيد، آن را به سند جلب حمايت مالي تبديل نکنيد. به مخاطبان خود بينديشيد: آنان چه کساني هستند؟ در طرح تجاري دنبال چه چيزي هستند؟ چه زباني برايشان مفهوم است؟ اگر مخاطبان شما سرمايه گذارانند، بايد اطلاعات مالي بيشتري ارائه دهيد. اگر با کارمندان خود سخن مي گوييد، بايد آنان را از خواسته هاي کاري خود مطلع سازيد و در آنان اشتياق کافي براي برآوردن اهداف به وجود آوريد. اطلاعاتي در اختيار مخاطب خود بگذاريد که به آنها نياز دارد و اگر دقيقا نمي دانيد که طرح شما را چه کساني مي خوانند، سعي کنيد پاسخگوي تمام مخاطبان باشيد.
از بکاربردن اصطلاحات تخصصي، علائم اختصاري و... تاحد ممکن خودداري کنيد. معمولا دريافت کننده اول طرح، مديران مالي هستند که احتمال دارد با اصطلاحات فني آشنايي زيادي نداشته باشند و اصطلاحات براي آنان گيج‌کننده و ناخوشايند باشد. از زبان ساده استفاده کنيد و مفاهيمي را که ممکن است براي افراد غيرحرفه اي نامفهوم باشد، به خصوص هنگامي که با اداره هاي دولتي و يا ناظران سروکار داريد.
به طرح خود به ديده داستان ماجراجويانه اي بنگريد نه نقد ادبي. تاحد امکان براي اينکه بگوييد چه خواهيد کرد و چه موقع وارد عمل خواهيد شد، به جاي توصيف کردن، کلمات جنبشي بکار ببريد. توصيف، برخي موارد لازم است، اما فراموش نکنيد که رعايت اختصار و بکاربردن کلماتي که عمل و فعاليت را القا مي کنند، تاثيرگذاري طرح را بيشتر مي کند.
نکته آخر اينکه اين نوشتار، يک دستورالعمل نيست. سازمانها، با يکديگر فرق دارند. درنتيجه طرحهاي تجاري نيز متفاوت خواهندبود. با اين وجود، برخي مسائل اوليه ضروري، (موارد هشت‌گانه) براي نوشتن يک طرح تجاري خوب، لازم است.


منابع
1 – علي خوش دهان، «طرح تجاري»، انتشارات کيفيت بهره وري آسيا، چاپ دوم، 1384، تهران
2 – گروه مترجمان، «نوشتن طرح تجاري در 30 دقيقه»، برايان فينچ، انتشارات نگاه فردا، چاپ سوم، 1380، تهران
3 – TIM BERRY, "DESIGN YOUR PLAN TO FIT YOUR BUSINESS", BLPLANS.COM, JUNE 2004.
4 – TIM BERRY, "A STANDARD BUSINESS PLAN OUTLINE", BLPLANS.COM, 2004.